ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٦١ - جسارت زمخشرى بامير المؤمنين عليه السلام در آيه «فاذا فرغت فانصب»
بعقيده ما تنها باعث زمخشرى بر نوشتن چنين جملهاى همان بغض و عداوت مكنونى است كه نسبت بعلى بن ابى طالب عليه السلام در نهاد هر سنى نهفته است و گاه و بيگاه از گوشه و كنار قلم و زبان آنها بىاختيار بيرون ميجهد تا باطن و سريره آنها بناچار ظاهر گردد و حقايق براى مردم كنجكاو و حق جو آشكار شود، چنانچه خود مولاى متقيان امير المؤمنين على عليه السلام مىفرمايد: ما أضمر أحد شيئا الا و قد يظهر في فلتات لسانه و صفحات وجهه «هيچ كس چيزى در دل پنهان نكند، جز اينكه گاهى در سخنانى كه از دهانش مىپرد يا در تابلو رخسارش هويدا ميگردد» درست است كه زمخشرى از لحاظ عقيده با شيعه و روافض مخالفست و براى اظهار عقيده خود بايد با ايشان مخالفت كند، اما چرا نسبت بعلى بن ابى طالب كه خودش او را خليفه و امام مىداند چنين جسارتى اگر چه بنحو قضيه شرطيه است مىكند، آيا او در تمام نوشتجاتش نسبت بخلفاء ديگر چنين سخنى گفته است؟!!
٤-
امام صادق عليه السلام فرمايد: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در مرض وفات خود فرمود: دوستم را نزد من حاضر كنيد، آن دو زن (حفصه و عايشه) بدنبال پدران خود فرستادند، چون نظر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بر آنها افتاد، رو بگردانيد و فرمود: دوستم را نزد من حاضر كنيد پس بدنبال على فرستادند، چون ديدارش بعلى افتاد، باو متوجه شد و حديثش گفت. و چون على بيرون آمد، آن دو نفر (ابو بكر) و عمر را ملاقات كرد، باو گفتند: دوستت بتو چه حديث كرد؟ فرمود: هزار باب بمن حديث كرد كه هر بابى مفتاح هزار بابست.
٥-
امام باقر عليه السلام فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بعلى هزار حرف آموخت كه از هر حرفى هزار حرف گشوده گشت.
٦-
ابو بصير گويد امام صادق عليه السلام فرمود: در گوشه دسته شمشير پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله دفترچهئى بود، بامام صادق عليه السلام عرضكردم: در آن دفترچه، چه نوشته بود؟ فرمود حروف بود كه