ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣١٩ - در روايات برگزيده و كلى راجع بولايت
نيست (يعنى چيزيست كه از خود شخصيت و استقلال ندارد و اين تنظيريست براى عالم مثال يا عالم ارواح يا عالم ذر) سپس خدا پيغمبران را در ميان آنها مبعوث ساخت تا ايشان را باقرار بخدا دعوت كنند، اينست كه خدا فرمايد: «و اگر از آنها بپرسى كى خلقشان كرده؟ خواهند گفت: خدا- ٨٧ سوره ٤٣-» سپس خدا ايشان را باقرار نسبت بپيغمبران دعوت كرد، برخى اقرار و برخى انكار نمودند، آنگاه بولايت ما دعوتشان كرد، بخدا كسى بدان اقرار كرد كه خدايش دوست داشت و آنكه را دشمن داشت، انكار كرد اينست گفتار خدا: «بآنچه از پيش (در عالم ذر) تكذيب كردهاند، ايمان نخواهند آورد- ٧٤ سوره ١٠-» سپس امام باقر عليه السلام فرمود: تكذيب آنها در آنجا (عالم ذر) بود.
شرح
- علامه مجلسى ره گويد: عقيده محدثين اينست كه چون خدا نيكى و بدى كردار و عقيده بندگانش را ميدانست، نيكان را از گل بهشت آفريد و بدان را از گل جهنم تا هر كدام از آن دو دسته بلياقت و سزاوارى خود برسند بنا بر اين كردار و رفتار آنها سبب شد كه آن گونه خلق شوند، نه آنكه برعكس باشد (تا جبر لازم آيد).
و از محدث استرآبادى نقل ميكند كه تشبيه عالم مثال بسايه از اين نظر است كه آن مرتبه از وجود نيست بوجود خارجى چيزى نيست ولى نسبت بخود چيزى هست يا كنايه از اين است كه آنها اجسام لطيفهاى بودند.
٣-
امام صادق عليه السلام فرمود: ولايت ما همان ولايت خداست كه خدا هيچ پيغمبرى را جز بآن مبعوث نساخت.
شرح
- ولايت خداست يعنى ولايت از طرف خداست يا بجهت اينست كه ولايت خدا بدون ولايت ما قبول نشود. و ولايت ما مختص باين شريعت نيست، بلكه در هر شريعتى لازم بوده است.