ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٦٦ - زندگى حسين بن على عليهما السلام
«پس بناخوشى او را آبستن شد و بناخوشى زائيد و از آبستن شدن تا از شير گرفتنش سى ماه بود، و چون بقوت رسيد و چهل ساله شد، گفت: پروردگارا! مرا وادار كن تا نعمت ترا كه بمن و بپدر و مادرم انعام كردهئى سپاسگزارم و عملى شايسته كنم كه پسند تو باشد و بعضى از فرزندانم را شايسته كن» اگر او نمىفرمود: بعضى از فرزندانم را شايسته كن، همه فرزندان آن حضرت امام ميشدند، و امام حسين از فاطمه عليها السلام و از هيچ زن ديگر شير نخورد، بلكه او را خدمت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله مىآوردند و آن حضرت انگشت ابهامش را در دهان او ميگذارد و او باندازهاى كه دو روز و سه روزش را كفايت كند، از آن ميمكيد، پس گوشت حسين عليه السلام از گوشت و خون رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله روئيد. و فرزندى شش ماهه متولد نشد، جز عيسى بن مريم عليه السلام و حسين بن على عليهما السلام.
و در روايت ديگر است كه امام رضا عليه السلام فرمود: حسين را نزد پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله مىآوردند و آن حضرت زبانش را در دهان او مىگذاشت تا مىمكيد و بهمان اكتفا مىكرد و از هيچ زنى شير نخورد.
٥-
امام صادق عليه السلام راجع بقول خداى عز و جل: «ابراهيم نگاهى بستارگان كرد و گفت من بيمارم- ٨٨ سوره ٣٧-» فرمود: ابراهيم حساب كرد و آنچه بحسين عليه السلام وارد مىشود (از اوضاع كواكب) فهميد، سپس گفت: من بيمارم، از آنچه بحسين عليه السلام وارد مىشود.
٦-
امام صادق عليه السلام فرمود: چون كار حسين چنان شد كه شد (اصحاب و جوانهايش كشته