ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣١٣ - در اين باب نكته ها و برگزيده هائيست از قرآن در باره ولايت
كه برو افتاده، راه ميرود و در كار خود گمراهست. و كسى را كه از على پيروى كند، باقامت راست و بر راه مستقيم قرار داده و راه مستقيم همان امير المؤمنين عليه السلام است.
عرضكردم: خدا فرمايد: «آن گفتار رسولى ارجمند است- ٤٠ سوره ٦٩-» فرمود: يعنى گفتار جبرئيل از جانب خدا در باره ولايت على عليه السلام است.
عرضكردم: «و گفتار خيال پردازى نيست، شما اندكى ايمان مىآوريد- ٤١- سوره ٦٩-» فرمود:
آنها گفتند: محمد بپروردگارش دروغ بسته و خدا او را در باره على چنين دستورى نداده است، پس خدا آيهاى فرستاد و فرمود: همانا « (ولايت على) از جانب پروردگار جهانيان نازل شده است. اگر (محمد) بعضى از گفتهها را بدروغ بما نسبت دهد، دست راستش را ميگيريم (او را بشدت بگيريم) و شاهرگش را ببريم» سپس سخن را متوجه اين موضوع كرده و فرموده است: «همانا (ولايت على) يادآورى است براى پرهيزگاران (جهانيان) و ما ميدانيم كه بعضى از شما تكذيبكنندگانيد. و همانا (على) مايه افسوس كافرانست.
و همانا (ولايت او) حقيقت يقين است. تسبيح بگو (اى محمد) بنام پروردگار بزرگت- آخر سوره ٦٩-» ميفرمايد: پروردگار بزرگت را كه اين فضيلت بتو عطا فرموده سپاسگزارى كن.
عرضكردم: خدا فرمايد: «و ما همين كه هدايت را شنيديم بآن ايمان آورديم- ١٣ سوره ٧١-» فرمود: هدايت همان ولايت است. يعنى بمولاى خود ايمان آورديم. پس هر كه بولايت مولاى خود ايمان آورد «از نقصان و ستم نترسد» عرضكردم: اين تنزيل است؟ فرمود؟ نه، تأويل است (يعنى آنچه در باره ولايت گفتم آيه قرآن نيست ولى مقصود و معنى آنست).
عرضكردم: خدا فرمايد: «من اختيار زيان زدن و هدايت كردن شما را ندارم- ٢١ سوره ٧١-»