ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤١٢ - زندگانى حضرت ابى جعفر محمد بن على الثانى (امام نهم) عليه السلام
(يعنى از گرد و خاك سر ميپوشند و خبر ندارند كه همين امسال بچه خاك سياهى مينشينند) و شگفتتر از آن هارون و من است كه اين چنينيم- و دو انگشت خود را بهم چسبانيد- مسافر گويد: بخدا من معنى سخن امام را نفهميدم تا زمانى كه او را پهلوى هارون دفن كرديم.
١٠-
يكى از اصحاب گويد: پول بسيارى نزد امام رضا آوردم، ولى حضرت از آن شادمان نگشت من اندوهگين شدم و با خود گفتم: چنين پولى برايش مىآورند و او خوشحال نميشود!!.
امام فرمود: اى غلام! آفتابه لگن بياور، سپس روى تختى نشست و دستش را گرفت و بغلام فرمود:
آب بريز، راوى گويد: همين طور طلا بود كه از ميان انگشتانش در طشت ميريخت، سپس متوجه من شد و فرمود: كسى كه چنين است بپولى كه تو برايش آوردهئى اعتنائى ندارد.
١١-
محمد بن سنان گويد: على بن موسى عليهما السلام ٤٩ سال و چند ماه داشت كه در سال ٢٠٢ درگذشت و پس از موسى بن جعفر ٢٠ سال و ٢ يا ٣ ماه كمتر زندگى كرد.
زندگانى حضرت ابى جعفر محمد بن على الثانى (امام نهم) عليه السلام
آن حضرت در ماه رمضان سال ١٩٥ متولد شد و در آخر ذى قعده سال ٢٢٠ درگذشت و ٢٥ سال و ٢ ماه و ١٨ روز داشت و در شهر بغداد در گورستان قريش كنار قبر جدش موسى بن جعفر عليه السلام بخاك سپرده شد، معتصم