ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٩٦ - اشاره و نص بر حضرت ابو الحسن الرضا عليه السلام
فرمود: اى يزيد: براى رفتن بعمره چه نظر دارى؟ عرضكردم: پدر و مادرم بقربانت، اختيار با شماست من خرجى ندارم، فرمود: سبحان اللَّه!! ما تا متعهد خرجت نشويم تكليف نميكنيم، پس براه افتاديم تا بآن مكان رسيديم. حضرت ابتدا كرد و فرمود: در اينجا بارها همسايگان و عموهايت را ملاقات كردهاى (يزيد از فرزندان زيد بن على بوده كه با امام ششم و هفتم پسر عمو مىشود و پسر عمو در حكم عموست عرضكردم: آرى، سپس داستان را براى او شرح دادم. بمن فرمود: اما آن كنيز هنوز نيامده،؟؟؟
آمد سلام آن حضرت را باو ميرسانم [ميرسانى] سپس بمكه رفتيم و در همان سال آن كنيز را خريدارى فرمود و مدتى نگذشت كه حامله گشت و آن پسر را زائيد.
يزيد گويد: برادران على (بن موسى عليه السلام) اميد داشتند كه (در امامت) وارث موسى بن جعفر باشند و بيگناه با من دشمن شدند. (شايد خيال ميكردند خريدن آن كنيز بواسطه او بوده است) اسحاق ابن جعفر بايشان ميگفت: من ديدم كه يزيد در مجلس موسى بن جعفر در جايى مىنشست كه من در آنجا نمىنشستم.
شرح
- اين روايت در عيون اخبار الرضا با اختلافاتى در بعضى از الفاظ نقل شده است كه پارهئى از آنها واضحتر و روشنتر از اين نسخه بنظر ميرسد.
١٥-
يزيد بن سليط گويد: هنگامى كه موسى بن جعفر عليه السلام وصيت ميفرمود (ده تن را) گواه گرفت:
١- ابراهيم بن محمد جعفرى ٢- اسحاق بن محمد جعفرى ٣- اسحاق بن جعفر بن محمد ٤- جعفر بن صالح ٥- معاويه جعفرى ٦- يحيى بن حسين بن زيد بن على ٧- سعد بن عمران انصارى ٨- محمد بن حارث انصارى ٩- يزيد بن سليط انصارى ١٠- محمد بن جعفر بن سعد اسلمى كه نويسنده وصيت نامه اول بود.
ايشان را گواه گرفت بر اينكه: