ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٧٩ - اشاره و نص بر ابى عبد اللَّه جعفر بن محمد الصادق عليه السلام
تا آن دفتر را بابن حزم تحويل دادم (و دفتر صدقات عمر و عثمان را هم از اولاد خود آنها مطالبه كرد).
ابن ابى العلاء گويد: يكى از ما بامام عرضكرد: اولاد حسن اين موضوع را ميدانند؟ فرمود:
آرى چنان كه ميدانند اكنون شب است، ولى حسد آنها را تحريك ميكند، و اگر ايشان حق را از راه حق مطالبه كنند، براى خود آنها بهتر است، اما ايشان دنيا را ميطلبند.
٤-
ابن ابى يعفور گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام ميفرمود: عمر بن عبد العزيز بابن حزم نوشت- سپس مانند روايت سابق نقل ميكند- جز اينكه ميگويد: ابن حزم نزد زيد بن حسن فرستاد و او از پدرم بزرگتر بود.
اشاره و نص بر ابى عبد اللَّه جعفر بن محمد الصادق عليه السلام
١-
ابى الصباح گويد: امام باقر عليه السلام بحضرت صادق نگاه كرد كه راه ميرفت، فرمود: اين را ميبينى؟
اين از كسانى است كه خداى عز و جل فرمايد: «ما ميخواهيم بر آن كسان كه در زمين ناتوان شمرده شدهاند منت نهيم و پيشوايشان سازيم و وارث زمينشان كنيم- ٥ سوره ٢٨-».
شرح
- اين آيه در باره حضرت مهدى قائم عليه السلام و امامانى كه در آن زمان رجعت ميكنند تأويل شده است و مراد بناتوان شمردن در زمين اينست كه: در دنيا بايشان ستم ميكنند و حقشان را غصب مينمايند ولى نزد خدا عزيز و بزرگوار و در آسمان صاحب قدرت و اختيارند و موضوع رجعت را در ص ٣٥ توضيح داديم.