ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٦٢ - حقوق واجب امام بر رعيت و رعيت بر امام عليه السلام
اينست كه: سخنش را بشنوند و فرمانش برند. عرضكردم: حق مردم بر امام چيست؟ فرمود: اينكه (بيت المال را) ميان آنها برابر تقسيم كند و با رعيت بعدالت رفتار كند، و چون اين دو اصل در ميان مردم عملى گشت. امام باك ندارد از آنكه كسى اين سو و آن سو زند. (چنان كه امير المؤمنين عليه السلام اين دو اصل را در ميان رعيتش جارى نمود و از سركشى مانند طلحه و زبير پروا نكرد، زيرا خدا آنها را كيفر بخشيد و بعضى گفتهاند: معنى جمله اخير روايت اينست امامى كه بوظيفه خود عمل كند، و آن دو اصل را جارى سازد، احتياجى بموافقت مردم ندارد، هر كس بهر راه خواهد برود، امام در برابر خدا مسئوليت ديگرى ندارد).
٢-
(در روايت ديگرى كه بعضى از رواتش غير از روات آنست) ابو حمزه همين گونه از امام باقر عليه السلام نقل كرده است جز اينكه (بجاى اين سو و آن سو) گفته است: گفته است: اين چنين و اين چنين و اين چنين و اين چنين يعنى پيش رو و پشت سر و طرف راست و سمت چپ، (ولى پيداست كه از لحاظ معنى فرق ندارد و مقصود از اين اطراف و جوانب هم، جدا شدن از امام و احداث عقايد مختلف است).
٣-
امير المؤمنين عليه السلام فرمود: با واليان خود خيانت نورزيد و با رهبران خود دغلى نكنيد و پيشوايان خود را نادان نخوانيد و از رشته پيوند خود (جماعت مسلمين) پراكنده مشويد كه سست شويد و شوكت و دولت شما برود. پايه كارهاى شما بايد روى اين مبنى باشد، و ملازم اين روش باشيد، زيرا اگر شما مشاهده ميكرديد آنچه را مردگان از شما كه مخالف دعوت شما بودند، مشاهده كردند، شما هم شتاب ميكرديد و بيرون مىآمديد و فرمان مىبرديد (يعنى مردم پيش از شما را بجهاد و اطاعت دعوت كردم، ولى آنها مخالفت كردند و اكنون عذاب خدا را مشاهده ميكنند، شما هم اگر مشاهده كنيد، بسوى جهاد مىشتابيد و فرمان مىبريد) ولى آنچه را آنها مشاهده كردند، از شما پوشيده شده و بزودى پرده برداشته