ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٥٠٤
٢٥-
يكى از تجار فارس كه از پيروان امام رضا عليه السلام بود، بآن حضرت نامه نوشت و در باره خمس اجازه خواست. حضرت باو نوشت:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ همانا خدا وسعت دهنده و كريم است، در مورد عمل و كار ضامن ثوابست و در تنگى ضامن غم و اندوه [در مورد مخالفت ضامن كيفر و مجازات] هيچ مالى حلال نيست جز از راهيكه خدا آن را حلال كرده و خمس موجب كمك ماست بر دين ما و عيالات ما و پيروان ما و آنچه ميبخشيم و آبروئى كه ميخريم از كسانى كه از قهر و زورش ميترسيم، (مانند پولهائى كه براى حفظ آبروى خود بغير مستحقين ميدهيم) پس آن را از ما دريغ نداريد و تا ميتوانيد خود را از دعاى ما محروم نكنيد. زيرا دادن خمس كليد روزى شما و مايه پاك شدن گناهان شماست و چيزيست كه براى روز بيچارگى خود آماده ميكنيد.
و مسلمان كسى است كه بعهدى كه خدا با او كرده وفا كند، مسلمان آن نيست كه با زبان بپذيرد و با دل مخالفت كند و السلام.
٢٦-
جماعتى از خراسان خدمت حضرت رضا عليه السلام رسيدند و درخواست كردند كه ايشان را از پرداخت خمس معاف دارد، فرمود: اين چه نيرنگى است؟! بزبان خود با ما اظهار دوستى و اخلاص ميكنيد و حقى را كه خدا براى ما قرار داده و ما را براى آن و آن خمس است، از ما دريغ ميداريد!! نميكنيم، نميكنيم، نميكنيم، هيچ يك از شما را معاف نميداريم.
٢٧-
على بن ابراهيم گويد: پدرم گفت: من خدمت امام محمد تقى عليه السلام بودم كه صالح بن