ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٥٠٣
٢١-
محمد بن على گويد: از حضرت ابو الحسن عليه السلام در باره مرواريد و ياقوت و زبرجدى كه از دريا استخراج مىشود و در باره معادن طلا و نقره پرسيدم، وجوه آن چقدر است؟ فرمود: هر گاه بهاى آن يك دينار باشد خمس دارد.
٢٢-
على بن مهزيار گويد: بحضرت نوشتم: آقاى من! مرديست كه باو پولى دادهاند تا با آن حج گزارد؟ آيا از همه پول زمانى كه بدست او آمد بايد خمس بدهد يا از آنچه بعد از گزاردن حج زياد مىآيد؟
حضرت نوشت: خمس بر او واجب نيست.
٢٣-
على بن حسين عبد ربه گويد: حضرت رضا عليه السلام صله و هديهئى براى پدرم فرستاد. پدرم بحضرت نوشت: آنچه برايم فرستادهئى خمس دارد؟ حضرت باو نوشت: آنچه صاحب خمس براى تو مىفرستد خمس ندارد.
٢٤-
ابراهيم بن محمد همدانى گويد: بحضرت ابو الحسن عليه السلام نوشتم: على بن مهزيار نامه پدر شما را براى من خواند كه: آنچه واجبست بر باغداران بعد از وضع مخارج، يك دوازدهم است و كسى كه عايدى مزرعه و باغش مخارجش را كفاف ندهد، نه يك دوازدهم بر او واجبست و نه چيز ديگر، و مردمى كه نزد ما هستند در اين باره اختلاف دارند و ميگويند: بر مزارع خمس واجبست بعد از وضع مخارج، يعنى مخارج زراعت و خراج نه آنكه مخارج خود زارع و خانوادهاش. حضرت در جواب نوشت:
مقصود بعد از مخارج خانواده و خراج سلطان است.