ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٥٩ - خطبه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در مسجد خيف
ببر، آن مرد گويد: او را خدمتش بردم هنگامى كه آن حضرت بر مركب خويش سوار شده بود. سفيان باو عرضكرد: اى ابا عبد اللَّه! حديث سخنرانى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را در مسجد خيف براى ما باز گو، فرمود: اكنون كه سوار شدهام، بگذار دنبال كارم بروم، وقتى آمدم برايت ميگويم، عرضكرد:
تقاضا ميكنم بحق قرابتى كه با پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله دارى، برايم بازگو، حضرت پياده شد، سفيان عرضكرد: امر بفرمائيد برايم دوات و كاغذى بياورند [كيست كه براى من دوات و كاغذى بياورد؟] تا آن را بنويسم، حضرت دوات و كاغذ خواست و سپس فرمود بنويس.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خطبه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در مسجد خيف
«خدا خرم و شادان كند (بلند قدر و نيكو مرتبه سازد) بندهئى را كه سخنم بشنود و در گوش گيرد و بكسانى كه نشنيدهاند برساند، اى مردم! حاضرين بغائبين برسانند، زيرا بسا حامل علمى كه دانشمند نباشد و بسا رساننده علمى كه بداناتر از خود رساند. سه چيز است كه دل هيچ فرد مسلمانى با آن خيانت نكند: خالص نمودن عمل براى خدا و خيرخواهى پيشوايان مسلمين و همراه بودن با جماعت ايشان، زيرا دعوت مسلمين افراد دنبال سرشان را فرا گيرد. مؤمنين همه برادرند، خونشان برابر است و يك دستند بر سر ديگران پستترين آنها بقرار دادشان ميكوشد».
سفيان اين حديث را نوشت و بر امام عرضه كرد، سپس حضرت سوار شد و من و سفيان آمديم.
در بين راه سفيان بمن گفت: باش تا در اين حديث نظرى كنم، باو گفتم: بخدا كه امام صادق چيزى را بگردنت گذاشت كه هرگز از عهده آن برنيائى گفت: آن چيست؟ گفتم: اينكه فرمود: سه چيز است كه دل هيچ مرد مسلمانى با آن خيانت نكند: خالص نمودن عمل براى خدا، اين مطلب را مىدانيم (ولى سپس فرمود) خير خواهى پيشوايان مسلمين، آيا اين پيشوايان كه خيرخواهى آنها بر ما واجبست كيانند؟ آيا مقصود معاوية بن ابى سفيان و يزيد بن معاويه و مروان بن حكم و كسانى كه شهادتشان نزد ما پذيرفته نيست و نماز خواندن پشت سرشان جايز نيست ميباشند؟ سپس كه فرمود و همراه بودن با