ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٥٠٠
١١-
سماعه گويد: از حضرت ابو الحسن عليه السلام راجع بخمس پرسيدم، فرمود: در هر چيزى كه مردم بدست آورند، كم باشد يا زياد خمس هست.
١٢-
احمد بن محمد بن عيسى بن يزيد گويد: بحضرت (امام هشتم يا نهم و يا دهم) نوشتم:
قربانت گردم، بمن بياموز فايده چيست؟ و اندازه آن كدامست؟ و رأى شما چيست؟- خداى تعالى شما را باقى دارد- تقاضا دارم با پاسخ اين سؤال بر من منت گذارى تا در حرام زندگى نكنم كه نماز و روزهام درست نباشد. حضرت نوشت: فايده چيزيست كه از سود تجارت بتو رسد و از زراعت بعد از وضع مخارج يا جائزهاى كه بديگرى بدهى [يا جائزهاى كه بتو رسد] (پس بنا بر معنى اول جايزه خمس ندارد و جزء مخارج است و بنا بر معنى دوم خمس دادن آن واجبست و در اين صورت بمعنى گرفتن جايزه است ولى در صورت اول بمعنى دادن آن).
١٣-
ابن ابى نصر گويد: بامام باقر عليه السلام نوشتم: خمس را پيش از مخارج بدهم يا بعد از مخارج؟
نوشت: بعد از مخارج.
١٤-
امام باقر عليه السلام فرمود: هر چيزى كه براى شهادت
لا اله الا اللَّه و محمد رسول اللَّه
بر آن جنگ واقع شود (يعنى غنيمتى كه مسلمين در جنگ با كفار براى مسلمان شدن آنها بدست مىآورند) خمسش از آن ماست و براى هيچ كس روا نيست كه از مال خمس چيزى بخرد، مگر آنكه حق ما را بما برساند.
١٥-
عبد العزيز بن نافع گويد: (با جماعتى از اصحاب) از امام صادق عليه السلام اجازه خواستيم و بحضرت پيغام داديم، او پيغام داد كه: دو نفر دو نفر بيائيد، پس من با مردى ديگر خدمتش رفتيم، من