ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٤٧ - هر گاه امر امامت ائمه عليهم السلام آشكار شود بحكم داود و خاندانش حكم كنند و گواه نخواهند
شرح
- آنچه جابر ميگفت همان مصراع أجد منصور بن جمهور اميرا غير مأمور است و اين خبر غيبى را از امام باقر عليه السلام استفاده كرده بود، زيرا منصور بن جمهور از جانب يزيد بن وليد، بعد از عزل يوسف بن عمر در سنه ١٢٦ والى كوفه شد و آن ١٢ سال بعد از وفات امام باقر عليه السلام بوده.
هر گاه امر امامت ائمه عليهم السلام آشكار شود بحكم داود و خاندانش حكم كنند و گواه نخواهند
١-
ابو عبيده حذاء گويد: ما در زمان امام باقر عليه السلام (براى تعيين جانشين او) مانند گله بىچوپان سرگردان بوديم، تا سالم بن ابى حفصه را (كه بعدا زيدى مذهب شد و امام صادق عليه السلام او را لعن و تكفير كرد) ملاقات كرديم، بمن گفت: اى ابا عبيده! امام تو كيست؟ گفتم: ائمه من، آل محمد هستند گفت: هلاك شدى و مردم را هم هلاك كردى، مگر من و تو از امام باقر عليه السلام نشنيديم كه ميفرمود «هر كه بميرد و بر او امامى نباشد، بمرگ جاهليت مرده است»؟ گفتم: چرا بجان خودم چنين است، سپس حدود سه روز گذشت كه خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم و خدا معرفت او را بمن روزى كرد (او را بجانشينى پدرش شناختم) بحضرت عرضكردم: سالم بمن چنين و چنان گفت. فرمود: اى ابا عبيده همانا كسى از ما (ائمه) نميرد جز اينكه كسى را جانشين خود كند، كه كردار و رفتارش مانند خود او باشد و بآنچه او دعوت ميكرد، دعوت كند.
اى ابا عبيده آنچه خدا بداود عطا فرمود، مانع آنچه بسليمان عطا كرد، نگشت (پس مقام و فضيلتى را كه خدا بپدرم عطا فرمود بمن هم عطا ميفرمايد) سپس فرمود: اى ابا عبيده! زمانى كه قائم آل محمد