ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٦٩ - همه زمين متعلق بامام عليه السلام است
نداريم؟! اى ابا سيار! همه زمين از آن ماست، پس آنچه خدا از آن برآورد متعلق بماست.
من بحضرت عرضكردم: من همه آن وجوه را خدمت شما خواهم آورد. فرمود: اى ابا سيار! ما آن را براى تو روا ساختيم و حلال نموديم، مالت را برگير. و نيز هر زمينى كه در دست شيعيان ماست، براى ايشان حلالست تا زمانى كه قائم ما قيام كند، آن حضرت قسط خراج را از ايشان بگيرد و زمين را در دستشان باقى گذارد، ولى زمينهائى كه در دست غير شيعيانست، استفادهئى كه از آن ميكنند، براى ايشان حرامست، تا زمانى كه قائم ما قيام كند، و زمين را از دست ايشان بگيرد و آنها را با خوارى بيرون كند.
عمر بن يزيد گويد: ابو سيار بمن گفت: من از صاحبان ملك و كارمندان آن، جز خودم كسى را نمىبينم كه حلال بخورد، مگر كسانى كه ائمه آن را براى او حلال كرده باشند.
٤-
ابو بصير گويد: بامام صادق عليه السلام عرضكردم: آيا بر امام زكاة نيست؟ فرمود: سخن محالى گفتى، اى ابا محمد! مگر نميدانى كه دنيا و آخرت از آن امامست و او آن را هر كجا خواهد نهد و بهر كه خواهد دهد، اين حق براى او از جانب خدا روا گشته، اى ابا محمد! همانا امام شبى نيست كه بخوابد و براى خدا در گردن او حقى باشد كه از آن مورد باز خواست گردد.
توضيح
- از اين روايت پيداست كه خداى تعالى دنيا را بامام بخشيده و او را مالك آن ساخته و اختيار آخرت را باو تفويض فرموده است (راجع بدنيا در حديث ١٠٦٣ و راجع بآخرت در حديث ٥١٧ گذشت) پس اگر دادن زكاة بر امام واجب باشد، لازم آيد مالى كه بايد بعنوان زكاة پرداخت شود در عين اين كه ملك امامست، ملك فقرا هم باشد و اين امر محالست. ولى چون خدا دنيا را بامام عطا