ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٢٣ - حالات ائمه عليهم السلام از نظر سن
اگر پيش آمدى كند، بسوى كه رويم؟ فرمود بسوى پسرم ابى جعفر- مثل اينكه گوينده سن ابى جعفر عليه السلام را كوچك شمرد- امام رضا عليه السلام فرمود: خداى تبارك و تعالى عيسى بن مريم عليه السلام را بنبوت و رسالت و شريعت تازه مبعوث ساخت در سنى كوچكتر از سن ابى جعفر.
٧-
على بن اسباط گويد: امام محمد تقى عليه السلام را ديدم كه بطرف من مىآمد، من نگاهم را باو تيز كردم [با دقت باو نگريستم، شروع بنگريستنش كردم] و بسر و پايش نگاه ميكردم تا اندازه قامتش را براى اصحاب اهل مصر خود (شيعيان) وصف كنم، در آن ميان كه من ورانداز مىكردم، حضرت بنشست و فرمود: اى على، خدا حجت در باره امامت را بمانند حجت در باره نبوت آورده و فرموده است «حكم نبوت را در كودكى باو داديم- ١٣ سوره ١٩-» «و چون برشد رسيد- ٢٢ سوره ١٢-» «و بچهل سالگى رسيد- ١٥ سوره ٤٦-» پس رواست كه بشخصى در كودكى حكمت داده شود (چنانچه بيحيى داده شد) و رواست كه در چهل سالگى داده شود (چنانچه بيوسف داده شد).
٨-
على بن حسان بامام جواد عليه السلام عرضكرد: آقاى من! مردم بخردسالى شما اعتراض دارند، فرمود: چه اعتراضى دارند، در صورتى كه خداى عز و جل بپيغمبرش صلّى اللَّه عليه و آله فرموده است «بگو راه من اينست، من از روى بصيرت بسوى خدا ميخوانم، با آنكه از من پيروى كرده- ١٠٨ سوره ١٢-» بخدا كسى جز على عليه السلام از او پيروى نكرده و او نه سال داشت و من هم نه سالهام.
شرح
- ميان خاصه و عامه مورد اتفاقست كه اولين مرديكه بپيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله ايمان آورد و اسلام پذيرفت على بن ابى طالب عليه السلام بود و خود آن حضرت هم هميشه بدان افتخار مىكرد و آن را دليل افضليت خود ميدانست و پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله هم بفاطمه مىفرمود: تو خرسند نيستى كه شوهرت دادم