ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٥٠ - هر حقى كه در دست مردمست از نزد ائمه عليهم السلام آمده و هر چه از نزد آنها نيامده باطلست
از قول ابن خطيب أعلم علماء اشعريين چنين گويد: على از نظر سرشت و فطرت در نهايت هوش و فهم و استعداد بود و بتحصيل علم كمال اشتياق داشت و پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله هم بتعليم و تربيت او نهايت علاقه و اشتياق را نشان مىداد و على از كودكى هميشه همراه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بود، پيداست كه چنين شاگردى در مكتب چنان استادى ببالاترين مقام علمى خواهد رسيد و اما ابو بكر در پيرى خدمت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله رسيد و آن هم گاهى، شبانه روزى يك مرتبه و در مدت كوتاه- پايان-.
همين دليل را نسبت بيازده نفر از اولاد امير المؤمنين عليه السلام مىتوان جارى ساخت. زيرا هر يك از آنها علاوه بر جنبه وراثت علم از پيغمبر، در خانه پدر خود وزير دست او تربيت يافتهاند. و از اين روايت استفاده مىشود كه در زمان آن حضرت مردمى بيشعور و يا مغرض بودهاند كه علاوه بر اينكه ابو حنيفه و امثالش را بر آن حضرت ترجيح مىدادند، نسبت جهالت و گمراهى هم- العياذ بالله- بآن حضرت مىدادهاند.
٢-
حكم بن عتيبه گويد: هنگامى كه حسين بن على عليهما السلام رهسپار كربلا بود، مردى در ثعلبيه باو برخورد و خدمتش رسيد و سلام كرد، حسين عليه السلام باو فرمود: از كدام شهرى؟ عرضكرد:
اهل كوفه هستم، فرمود: هان بخدا اى برادر اهل كوفه! اگر در مدينه بتو برميخوردم علامت آمدن جبرئيل را در خانه خود و وحى آوردنش را بر جدم بتو نشان ميدادم اى برادر اهل كوفه! سرچشمه علم مردم از نزد ما بود سپس آنها عالم شدند و ما جاهل؟!! اين چيزيست نشدنى.
هر حقى كه در دست مردمست از نزد ائمه عليهم السلام آمده و هر چه از نزد آنها نيامده باطلست
١-
محمد بن مسلم گويد: شنيدم امام باقر عليه السلام مىفرمود: نزد هيچ كس از مردم مطلب