ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤٩٨
فاطمه بيرون آمد و نامه را همراه داشت كه بعمر برخورد. عمر گفت: دختر محمد! چه همراه دارى؟
فرمود: نامهايست كه پسر ابى قحافه برايم نوشته است، گفت: آن را بمن نشان ده، فاطمه نداد، عمر آن را از دستش چنگ زد و مطالعه كرد سپس روى آن آب دهن انداخت و پاك كرد و پاره نمود و بفاطمه گفت: اين فدك را پدرت با راندن اسب و شتر نگرفته است كه تو بخواهى ريسمان بگردن ما گذارى (و ما را محكوم كنى يا برده خود سازى).
مهدى عباسى بحضرت گفت: اى ابا الحسن! حدود فدك را بمن بگو، فرمود: يك حدش كوه احد و حد ديگرش عريش مصر و حد ديگرش سيف البحر و حد ديگرش دومة الجندل است، مهدى گفت همه اينها؟! فرمود: يا امير المؤمنين همه اينها؛ زيرا همه اينها از زمينهائى است كه رسول خدا صلّى اللَّه- عليه و آله اسب و شتر بر اهل آن نرانده است، مهدى گفت: مقدار زياديست و در آن تأمل كرد.
٦-
محمد بن مسلم گويد شنيدم: امام باقر عليه السلام ميفرمود، أنفال همان نفل است و در سوره أنفال بريدن بينى است.
توضيح
- نفل (بر وزن قمر) بمعنى زياده و بخشش است و سوره أنفال كه اين حق را بپيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله ميدهد، بينى دشمنان او و دشمنان خاندانش را ميبرد يعنى خوار و زبون ميگردند، زيرا پيداست كه انفال بعد از وفات پيغمبر (ص) بخانواده او ميرسد.
٧-
شخصى از حضرت رضا عليه السلام در باره قول خداى عز و جل: «بدانيد كه هر چه غنيمت گيريد پنج يك آن از آن خدا و پيغمبرش و خويشاوندان است- ٤٣ سوره ٨-» پرسيد و گفت: سهم خدا از آن كيست؟
فرمود: از آن رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سهم رسول خدا (ص) از آن امام است، بحضرت عرض شد:
بفرمائيد اگر دستهاى زياد بودند و دستهئى كم، چه بايد كرد؟ (يعنى چون نصف خمس بايد ميان سه دسته فقرا و