ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٦٤ - حقوق واجب امام بر رعيت و رعيت بر امام عليه السلام
عسل و انجير آوردند، حضرت بنقيبان و رؤساء اصحابش دستور داد تا يتيمان را حاضر كنند، سپس سر مشكهاى عسل را در اختيار آنها گذاشت تا بليسند و خود عسلها را قدح، قدح، بمردم تقسيم ميكرد. بحضرت عرض شد: اى امير مؤمنان! چرا بايد يتيمان سر مشكها را بليسند؟ فرمود: زيرا امام پدر يتيمانست و من بحساب پدرها ليسيدن آنها را بايشان واگذاشتم.
٦-
امام صادق عليه السلام فرمايد: پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: من از هر مؤمنى بخود او سزاوارترم و اولويت دارم و پس از من اين سزاوارى را على دارد، بحضرت عرض شد: معنى اين سخن چيست؟
فرمود: فرمايش خود پيغمبر است كه: هر كه بميرد و از خود بدهى يا باز ماندگانى بىسرپرست بجا گذارد بر عهده من است (كه دينش را ادا كنم و از بازماندگانش سرپرستى نمايم) و هر كه بميرد و مالى از خود بجا گذارد، از آن ورثه اوست، پس هر گاه مردى مالى نداشته باشد، بر خود ولايت ندارد و چون مخارج عيال خود را نپردازد، بر آنها حق امر و نهى ندارد، و پيغمبر و امير المؤمنين عليهما السلام و امامان بعد از ايشان بدان ملزم هستند (كه مخارج آنها را بپردازند) از اين رو ايشان نسبت بخود مردم اولويت دارند. و تنها چيزى كه موجب شد همه يهود اسلام آورند، همين سخن رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بود، زيرا ايشان نسبت بخود و عيالات خود آسوده خاطر شدند. (زيرا دانستند كه نگهدارى و كفالت خود آنها اگر بىسرپرست باشند، و نيز خانواده آنها پس از مرگشان، اگر مخارج و سرپرستى نداشته باشند، بعهده شخص پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و پس از آن حضرت بعهده جانشين اوست).
شرح
- چون راوى معنى اولويت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را نسبت بمردم ندانست، از امام صادق عليه السلام سؤال كرد. حضرت معنى ولايت را در ضمن مثالى بيان فرمود و توضيح داد. آنچه از مثال