ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٦٣ - حقوق واجب امام بر رعيت و رعيت بر امام عليه السلام
شود (و شما هم عذاب را مشاهده كنيد).
٤-
سدير صيرفى گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام مىفرمود: بپيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله خبر وفاتش داده شد، در صورتى كه تن درست بود و دردى نداشت- اين خبر را جبرئيل آورد- حضرت براى نماز همگانى جار زد و مهاجر و انصار را دستور داد تا سلاح برگيرند، مردم جمع شدند و پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بر منبر برآمد و خبر وفات خود را بآنها داد و سپس فرمود:
«خدا را بوالى بعد از خود بياد مىآورم، از اينكه مبادا بر جماعت مسلمين رحم نكند، بايد بزرگشان را احترام كند و بضعيفشان رحم كند و عالمشان را بزرگ شمرد و بآنها زيان نرساند تا خوارشان كند و نيازمندشان نسازد تا از دينشان بدر برد و در خانه خود را بروى آنها نبندد (و از حال آنها بىخبر نماند) تا تواناى آنها ناتوانشان را بخورد و در لشكر كشى آنها سختى روا ندارد [همه را در مرزها نگه ندارد] تا نسل امتم را قطع كند، سپس فرمود: شاهد باشيد كه من ابلاغ كردم و خير خواهى نمودم».
امام صادق عليه السلام فرمود: اين آخرين سخنى بود كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بالاى منبرش فرمود.
توضيح
- علامه مجلسى (ره) فرمايد: چنانچه از اخبار ديگر استفاده مىشود اين خطبه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله مفصل و طولانى بوده و آن حضرت فضائل اهل بيتش را در آنجا ياد آور شده است و امام را تعيين فرموده است و چون منافقين پيمان بسته بودند كه جانشينى آن حضرت را از خاندانش بگردانند و زمينه فتنه و شورش آماده بود، پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله دستور داد مهاجر و انصار سلاح پوشند و بحال آماده باش در آيند.
٥-
حبيب بن ابى ثابت گويد: از همدان و حلوان (شهريست نزديك بغداد) براى امير المؤمنين عليه السلام