ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤٥٠ - زندگانى حضرت صاحب الزمان عليه السلام
٣-
ابو سعيد غانم هندى گويد: من در يكى از شهرهاى هندوستان كه بكشمير داخله[١] معروفست بودم و رفقائى داشتم كه كرسىنشين دست راست سلطان بودند، آنها ٤٠ مرد بودند، همگى چهار كتاب معروف: تورات، انجيل، زبور، صحف ابراهيم را مطالعه ميكردند، من و آنها ميان مردم قضاوت ميكرديم و مسائل دينشان را بآنها تعليم نموده، راجع بحلال و حرامشان فتوى ميداديم و خود سلطان و مردم ديگر، در اين امور بما رو مىآوردند، روزى نام رسول خدا را مطرح كرديم و گفتيم: اين پيغمبرى كه نامش در كتب است، ما از وضعش اطلاع نداريم، لازمست در اين باره جستجو كنيم و دنبالش برويم، همگى رأى دادند و توافق كردند كه من بيرون روم و در جستجوى اين امر باشم، لذا من از كشمير بيرون آمدم و پول بسيارى همراه داشتم، ١٢ ماه راه رفتم تا نزديك كابل رسيدم، مردمى ترك سر راه بر من گرفتند
[١] گويا در آن زمان شهر كشمير دو قسمت بوده كه يك قسمت آن را داخله ميگفتهاند و يا مقصود اينست كه در داخل شهر بودم نه در حومه و اطرافش.