ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٥٩ - زندگانى حضرت زهرا، فاطمه عليها السلام
با خود دارد، باو گفت: اين از كجاست؟ فرمود: چند روز است كه ما اين غذا را ميخوريم، ام ايمن نزد فاطمه آمد و گفت: اى فاطمه! هر چه ام ايمن دارد، بفاطمه و فرزندانش متعلق است، اما فاطمه هر چه دارد بام ايمن از آن چيزى نمىرسد؟ فاطمه قدرى از آن را براى او آورد و ام ايمن از آن بخورد و غذاى آن سينى تمام شد، پيغمبر باو فرمود. اگر بام ايمن نميخورانيدى تا روز قيامت تو و ذريه تو از آن ميخوردند، آنگاه امام باقر عليه السلام فرمود: آن سينى نزد ماست و قائم ما عليه السلام در زمان خود آن را بيرون آورد.
٨-
موسى بن جعفر عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نشسته بود كه فرشتهاى كه ٢٤ چهره داشت وارد شد، پيغمبر (ص) فرمود: محبوبم جبرئيل! من تو را هيچ گاه باين صورت نديدهام، فرشته گفت:
من جبرئيل نيستم، اى محمد! مرا خداى عز و جل فرستاده تا نور را جفت نور گردانم، فرمود: كه را با كه؟ گفت: فاطمه را با على، و چون فرشته پشت گردانيد، ميان دو شانهاش نوشته بود: محمد رسول خداست، على وصى اوست. پيغمبر فرمود: از كى اين جمله ميان دو شانه تو نوشته شده؟ عرضكرد:
بيست و دو هزار سال پيش از خلقت آدم.
٩-
احمد بن محمد بن ابى نصر گويد: از حضرت رضا عليه السلام راجع بقبر فاطمه عليها السلام پرسيدم، فرمود: در خانه خود بخاك سپرده شد، سپس چون بنى اميه مسجد را توسعه دادند جزء مسجد شد.