ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٥٠ - اثبات خلافت امير المؤمنين عليه السلام از جمله «من كنت مولاه فعلى مولاه» كه پيغمبرصلّى اللّه عليه و آله در غدير خم فرمود
بدون اينكه بزبان آورم در دلم ميگفتم- تا آنكه فرمان حتمى خداى عز و جل بمن رسيد و مرا تهديد كرد كه اگر ابلاغ نكنم، عذابم خواهد كرد، و اين آيه نازل شد «اى پيغمبر آنچه از پروردگارت بتو نازل شده برسان، و اگر نكنى رسالت خدا را نرسانيدهئى. خدا ترا از شر مردم نگه مىدارد و خدا مردم كافر را هدايت نميكند- ٦٧ سوره ٥-» پس رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله دست على عليه السلام را گرفت و فرمود:
اى مردم: خدا همه پيغمبران پيش از مرا عمرى معين داد و سپس بجانب خود خواند و آنها هم اجابتش كردند (از دار فانى بعالم باقى رهسپار گشتند) و نزديكست كه مرا هم بخواند و اجابت كنم، من مسئوليت دارم و شما هم مسئوليت داريد، اكنون شما چه ميگوئيد؟ آنها گفتند: گواهى دهيم كه تو ابلاغ كردى و خيرخواهى نمودى و آنچه بر تو بود رسانيدى، خدا بهترين پاداش پيغمبران را بتو دهد. پيغمبر سه مرتبه فرمود: خدايا شاهد باش، سپس فرمود: اى گروه مسلمين: اين (شخصى كه روى دست من و نامش على بن ابى طالب عليه السلام است) ولى شماست پس از من، شما كه حاضريد بغائبين برسانيد.
امام باقر عليه السلام فرمود: بخدا كه على عليه السلام امين خدا بود بر خلقش و راز پنهانش و دينى كه براى خود پسنديده بود، سپس وفات رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرا رسيد، آن حضرت على عليه السلام را طلبيد و باو فرمود: اى على من ميخواهم آنچه را كه خدا مرا بر آن امين ساخته و بمن سپرده، ترا بر آن امين سازم و بتو سپارم و آن راز پنهان خدا و علم خدا و مخلوق خدا و دينى است كه براى خود پسنديده- امام باقر عليه السلام فرمود: بخدا اى زياد هيچ كس را در اينها شريك على نساخت-.