ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٢٠ - حالات ائمه عليهم السلام از نظر سن
حالات ائمه عليهم السلام از نظر سن
١-
يزيد كناسى گويد: از امام باقر عليه السلام پرسيدم كه آيا عيسى بن مريم زمانى كه در گهواره سخن گفت، حجت خدا بود بر اهل زمانش؟ فرمود: او آن زمان پيغمبر و حجت غير مرسل خدا بود (يعنى در آن زمان مأمور بتبليغ و دعوت نبود) مگر نميشنوى گفته خود او را كه ميگويد «من بنده خدايم (تا مردم نگويند عيسى خداست) خدا بمن كتاب داده و پيغمبرم ساخته و هر جا باشم (اگر چه در گهواره) پر بركتم قرار داده و تا زنده باشم مرا بنماز و زكاة سفارش كرده- ٣١ سوره ١٩-».
عرضكردم: در آن زمان و در همان حالى كه در گهواره بود، حجت خدا بود بر زكريا؟ فرمود:
عيسى در همان حال براى مردم آيت بود و رحمت خدا بود براى مريم، زمانى كه سخن گفت و از جانب او دفاع كرد و پيغمبر بود و حجت بر هر كه سخنش را در آن حال شنيد. سپس سكوت نمود و تا دو ساله شد، سخن نگفت، و حجت خداى عز و جل بر مردم بعد از سكوت عيسى تا دو سال زكريا بود، سپس زكريا درگذشت و پسرش يحيى، كتاب و حكمت را از او ارث برد، در حالى كه كودكى خردسال بود. مگر نميشنوى گفته خداى عز و جل را؟ «اى يحيى كتاب (تورات) را با قوت بگير و ما حكم نبوت را در كودكى باو داديم ١٢ سوره ١٩-» (يعنى ما كه ترا در كودكى حكم نبوت دهيم، نيرو و استعداد آن را هم بتو ميبخشيم).
چون عيسى هفت ساله شد و خداى تعالى باو وحى فرستاد، از نبوت و رسالت خود سخن گفت، و بر يحيى و همه مردم حجت گشت. اى ابا خالد! از روزى كه خدا آدم عليه السلام را آفريد و در زمينش ساكن ساخت