ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٧٣ - روش امام در باره خود و وضع خوراك و پوشاكش در زمان حكومتش
توضيح
- مقصود از امور مربوط بخود، كارهاى شخصى و كسب و مملكت دارى امامست كه مانند متكبران خود خواه نباشد كه در همه كارها بنوكران و خدمتگزاران دستور ميدهند بلكه مانند فقرا و ناتوانان زندگى كند، تا فقرا از او پيروى كنند، يعنى بفقر و تنگدستى خود، راضى و خرسند شوند و ثروتمندان با خود بگويند: اگر ثروت مايه فضيلت بود، خدا آن را بپيشواى ما عطا مىكرد.
٢-
معلى بن خنيس گويد: روزى بامام صادق عليه السلام عرضكردم: آل فلان (بنى عباس) و نعمتهائى را كه دارند بياد آوردم و با خود گفتم: اگر اين نعمت براى شما ميبود، ما هم با شما در عيش و خوشى بوديم، فرمود: هيهات، اى معلى! اگر چنين ميبود (و ما حكمفرما بوديم) براى ما جز نگهبانى شبانه و تلاش روزانه و پوشاك زبر و درشت و خوراك سخت و بىخورش، چيزى نبود، از اين رو آن امر از ما بركنار شد. آيا تو ديدهئى كه هرگز خداى تعالى بردن حقى را جز اين نعمت قرار دهد؟
(يعنى تعجب اينجاست كه بنى عباس حق ما را غصب كرده، بر مسند ما نشستهاند، ولى در حقيقت ظلم آنها نسبت بما نعمتى است براى ما، زيرا كه نگهبانى شبانه و تلاش روزانه را از گردن ما ساقط نموده است).
٣-
زمانى كه عاصم بن زياد عبا پوشيد و جامه نرم را بيرون كرد و برادرش ربيع بن زياد، شكايت او را خدمت امير المؤمنين عليه السلام آورد كه او همسرش را غمگين نموده و فرزندانش را اندوهناك ساخته حضرت فرمود: عاصم را نزد من آوريد، او را خدمتش آوردند، چون حضرت او را ديد، چهره درهم كشيد و فرمود: از همسرت خجالت نكشيدى؟ بفرزندانت رحم نكردى؟ گمان ميكنى كه خدا چيزهاى خوب و پاكيزه را براى تو حلال كرده و نميخواهد از آنها استفاده كنى، تو نزد خدا پستتر از آنى، مگر خدا نميفرمايد: «خدا زمين را براى استفاده مردم نهاد كه در آن ميوه و نخل غلافدار است- ١١ سوره ٥٥-» مگر خدا نمىفرمايد: «دو دريا را. گذاشت كه بهم برسند، ميانشان حائلى است كه بهم تجاوز نكنند