ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤٨٦ - همه امامان عليهم السلام بامر خداى تعالى قائم و بسويش رهبرند
همه امامان عليهم السلام بامر خداى تعالى قائم و بسويش رهبرند
١-
حكم بن ابى نعيم گويد: در مدينه خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم و عرضكردم: من بين ركن و مقام (خانه كعبه) نذر كرده و بعهده گرفتهام كه اگر شما را ملاقات كنم، از مدينه بيرون نروم تا زمانى كه بدانم شما قائم آل محمد هستى يا نه. حضرت هيچ پاسخى بمن نفرمود. من ٣٠ روز در مدينه بودم، سپس در بين راهى بمن برخورد و فرمود: اى حكم! تو هنوز اينجائى؟ گفتم آرى، من نذرى كه كردهام بشما عرضكردم و شما مرا امر و نهى ننموده و پاسخى نفرمودى.
فرمود: فردا صبح زود منزل من بيا. فردا خدمتش رفتم، فرمود: مطلبت را بپرس.
عرضكردم: من بين ركن و مقام نذر كرده و روزه و صدقهئى براى خدا بعهده گرفتهام كه اگر شما را ملاقات كردم از مدينه بيرون نروم، جز آنكه بدانم شما قائم آل محمد هستى يا نه؟ اگر شما هستى ملازم خدمتت باشم و اگر نيستى، در روى زمين بگردم و در طلب معاش برآيم. فرمود: اى حكم! همه ما قائم بامر خدا هستيم.
عرضكردم: شما مهدى هستى، فرمود: همه ما بسوى خدا هدايت ميكنيم.
عرضكردم: شما صاحب شمشيرى: فرمود: همه ما صاحب شمشير و وارث شمشيريم (شمشير پيغمبر بما بارث رسيده و همراه ماست).
عرضكردم: شما هستى آنكه دشمنان خدا را ميكشى و دوستان خدا بوسيله شما عزيز ميشوند و دين خدا آشكار ميگردد؟ فرمود: اى حكم! چگونه من او باشم، در صورتى كه به ٤٥ سالگى رسيدهام؟ و