ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٥٢ - اشاره و نص بر امير المؤمنين عليه السلام
كه محمد بن حنفيه امامست، امام باقر عليه السلام در خشم شد و فرمود: چيزى باو نگفتى؟ عرضكردم:
نه، بخدا، ندانستم چه بگويم، فرمود، چرا باو نگفتى. همانا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بعلى و حسن و حسين وصيت كرد و چون على عليه السلام خواست درگذرد، بحسن و حسين وصيت كرد، و اگر وصيتش را از آنها باز مىداشت- در صورتى كه او چنين كارى نميكرد- آنها ميگفتند: ما هم مانند تو وصى هستيم، و امام حسن بامام حسين وصيت نمود و اگر از او باز ميداشت- در صورتى كه او چنين كارى نميكرد- حسين عليه السلام باو ميگفت: من هم مانند تو از طرف پيغمبر و پدرم وصى هستم، خداى عز و جل فرمايد:
«خويشاوندان بعضى از بعضى ديگر سزاوارترند» اين آيه در باره ما و پدران ماست.
اشاره و نص بر امير المؤمنين عليه السلام
توضيح
- از اينجا مرحوم كلينى (قده) دوازده باب منعقد مىكند كه در آنها احاديث و رواياتى را كه متضمن اشاره يا تصريح بر امامت ائمه دوازدهگانه است بترتيب ذكر ميكند.
١-
زيد بن جهم هلالى گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام ميفرمود: چون امر ولايت على بن ابى طالب عليه السلام نازل شد و پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرموده بود، بلقب «امير المؤمنين» بعلى سلام كنيد، اى زيد:
از جمله تأكيداتى كه خدا در آن روز بر آن دو نفر (ابو بكر و عمر) نمود، اين بود كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بآنها فرمود: برخيزيد و بعنوان «امير المؤمنين» بعلى سلام كنيد، آن دو نفر گفتند: اى رسول خدا اين