ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٧٨ - در اين باب نكته ها و برگزيده هائيست از قرآن در باره ولايت
بانسان ابو بكر است، و اخبار بسيارى در اين زمينه وارد شده است.
٣-
امام صادق عليه السلام راجع بقول خداى عز و جل «كسانى كه ايمان آوردند و ايمان خود را بستم نياميختند- ٨١ سوره ٦-» فرمود: يعنى بولايتى كه محمد صلّى اللَّه عليه و آله آن را آورده ايمان آوردند و آن را بولايت فلان و فلان نياميختند، كه آن ايمان آميخته بستم است.
توضيح
- مفسرين گفتهاند: مقصود از ستم شرك و گناه كبيره است، ولى از نظر تأويل در اين روايت بدوست داشتن فلان و فلان غير از امير المؤمنين بيان شده است.
٤-
حسن بن نعيم صحاف گويد: از امام صادق عليه السلام راجع بقول خداى عز و جل «برخى از شما مؤمن و برخى كافرند- ٢ سوره ٦٤-» پرسيدم، فرمود: روزى كه مردم بصورت مور در صلب آدم عليه السلام بودند، خدا ايمان و كفر آنها را با ولايت ما شناخت (پس ولايت ما را در هر كس ديد مؤمنش دانست و در آنكه نديد كافرش شناخت).
توضيح
- آيه شريفه در قرآن چنين است، هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ و گويا تقديم و تأخير در اينجا از اشتباهات نساخ است.
٥-
حضرت ابو الحسن عليه السلام در باره قول خداى عز و جل «بنذر وفا ميكنند- ٦ سوره ٧٦-» فرمود: بنذرى كه از آنها پيمان گرفته شد و آن ولايت ماست، وفا ميكنند.
٦-
امام باقر عليه السلام در باره قول خداى عز و جل «و اگر آنها تورات و انجيل و آنچه را از پروردگارشان بر آنها نازل شده بپا دارند- ٦٦ سوره ٥-» فرمود: آنچه نازل شده ولايت است.