ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤٩١
كه دنيا از آنها است و حق تصرف در آن را دارند، ما راجع باين موضوع، ذيل حديث ١٠٦٣ توضيحى بيان كرديم.
١-
سليم بن قيس گويد: شنيدم امير المؤمنين عليه السلام ميفرمود: بخدا ما هستيم كسانى كه خدا از ذى القربى (خويشان پيغمبر) قصد فرموده و آنها را همدوش خود و پيغمبرش ساخته و فرموده است: «هر چه را خدا از اموال مردم دهكدهها بپيغمبرش برگشت داده، از آن خدا و پيغمبر و خويشان او و يتيمان و بىچيز است- ٧ سوره ٥٩-» اين سهم مخصوص ماست و براى ما از صدقه (زكاة واجب) سهمى قرار نداد، خدا پيغمبرش را و ما را گرامى داشت از اينكه چرك و فضول مال مردم را بما بخوراند (زيرا مالى كه بعنوان زكاة پرداخت مىشود، چرك و فضولى است كه از اصل مال گرفته مىشود و آن مال مزكى و مصفا ميگردد).
٢-
امام باقر عليه السلام در باره قول خداى تعالى: «بدانيد كه هر چه غنيمت گيريد، پنج يك آن از آن خدا و پيغمبر و خويشان اوست ٤٢ سوره ٨-» فرمود: ايشان خويشان رسول خدايند صلّى اللَّه عليه و آله و آن خمس از آن خدا و پيغمبر و ماست.
٣-
امام صادق عليه السلام فرمود: انفال آنست كه: اسب و شتر بر آن رانده نشود (با جنگ و غلبه بدست نيايد) يا اموال مردمى است كه (با مسلمين) سازش كنند يا مردمى كه با دست خود بپردازند و هر زمين خراب و ته رودخانهها از پيغمبر است و پس از او از آن امام است، بهر راه خواهد بمصرف رساند.