ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٨٧ - آنچه ادعاى امامت راستگو را از دروغگو معلوم ميكند
بتو سلام برسانم و فرمود: او پيشواى عدالت و سخاوتست، مهدى دستور داد پنج هزار دينار بموسى بن جعفر تقديم كنند، آن حضرت دو هزار دينارش را بمن داد و بتمام اصحابش صله بخشيد و با من (با آنكه نصايح پدرش را نشنيده بودم) خوب صله رحم كرد. (نتيجه نقل اين داستان مفصل اينكه) هر گام نام فرزندان محمد بن على بن الحسين عليهم السلام برده شد: بگوئيد: درود خدا و فرشتگان و حاملين عرش و كاتبين كرام بر آنها باد و امام صادق عليه السلام را از ميان آنها بپاكيزهترين درود اختصاص دهيد، و خدا موسى ابن جعفر را از جانب من جزاى خير دهد، زيرا بخدا كه من بعد از خدا بنده ايشانم.
١٨-
عبد اللَّه بن مفضل گويد: چون حسين بن على، كشته شده در فخ خروج كرد و مدينه را بتصرف در آورد، موسى بن جعفر را براى بيعت طلب كرد، حضرت تشريف آورد و باو فرمود: پسر عمو! بمن تكليفى مكن كه پسر عمويت (محمد بن عبد اللَّه) بعمويت امام صادق كرد، تا از من چيزى كه نميخواهم سر زند؟ چنان كه از امام صادق عليه السلام چيزى سرزد كه نميخواست (مقصود سخنان درشتى است كه ميان آنها رد و بدل شد و اخبارى كه امام عليه السلام باو گفت: كه در حديث سابق بيان گرديد).
حسين بحضرت عرضكرد: مطلبى بود كه من بشما عرضكردم: اگر خواهى در آن وارد شو و اگر نخواهى شما را بر آن مجبور نميكنم، خدا ياور است و سپس خداحافظى كرد.
ابو الحسن موسى بن جعفر هنگام خداحافظى باو فرمود: پسر عمو! تو كشته خواهى شد، پس نيكو جنگ كن [ضربت را جدى بزن] زيرا اين مردم فاسقند، اظهار ايمان ميكنند و در دل مشركند و إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ من مصيبت شما جماعت را [خويشانم را] بحساب خدا ميگذارم، سپس حسين خروج كرد و كارش بدان جا رسيد كه رسيد، يعنى همگى كشته شدند، چنانچه آن حضرت عليه السلام فرمود.