ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٠٥ - اشاره و نص بر ابى جعفر دوم (امام نهم) عليه السلام
من است سپس فرمود، آيا كسى جرأت دارد كه بگويد: پسر من در صورتى كه اولادى نداشته باشد.
٦-
معمر بن خلاد گويد: پس از ولادت ابى جعفر عليه السلام خدمت حضرت امام رضا عليه السلام موضوعى مذاكره شد. حضرت فرمود: شما چه احتياجى باين مطلب داريد، اين ابو جعفر است كه او را در جاى خود نشانيده و قائم مقام خود كردهام.
٧-
ابن قياماى واسطى، گويد: خدمت على بن موسى عليه السلام رسيدم و عرضكردم: ممكن است (در يكزمان) دو امام وجود داشته باشد؟ فرمود: نه، مگر اينكه يكى از آنها ساكت باشد (مانند امام حسين عليه السلام كه در زمان حيات امام حسن عليه السلام ساكت نشسته بود) عرضكردم: اينك شما امام ساكتى همراه نداريد (تا جانشين و امام بعد از شما باشد)- و در آن زمان هنوز ابو جعفر عليه السلام براى او متولد نشده بود- حضرت بمن فرمود: بخدا سوگند كه خدا از من فرزندى بوجود مىآورد كه بوسيله او حق و اهل حق را ثابت كند و باطل و اهل باطل را از ميان ببرد، پس بعد از يك سال ابو جعفر عليه السلام متولد شد و ابن قياما (راوى اين حديث) واقفى؟؟ مذهب بوده است.
٨-
حسن بن جهم گويد: خدمت امام رضا عليه السلام نشسته بودم كه پسر كودكش را طلبيد و روى دامنش نشانيد و بمن فرمود: او را برهنه كن و پيراهنش را بكن، من پيراهنش بيرون آوردم، بمن فرمود ميان دو شانهاش را نگاه كن، من نگاه كردم، ديدم در يك شانهاش مانند مهريست كه در گوشت فرو رفته،