ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٠٦ - در اين باب نكته ها و برگزيده هائيست از قرآن در باره ولايت
سوره ٧-» يعنى كسانى كه از پرستش جبت و طاغوت دورى گزيدند و جبت و طاغوت. فلان و فلان و فلان است و پرستش اطاعت مردم است از ايشان.
باز خدا فرمايد: «بسوى پروردگار خود باز گرديد و تسليم او شويد- ٥٤ سوره ٣٩-» سپس ايشان را پاداش داده و فرموده: «بشارت در زندگى دنيا و آخرت براى آنهاست- ٦٤ سوره ١٠» و امام ايشان را بقيام و ظهور حضرت قائم و بكشته شدن دشمنانشان و نجات در آخرت و ورود بر محمد صلّى اللَّه على محمد و آله الصادقين بشارت دهد.
٨٤-
عمار ساباطى گويد: از امام صادق عليه السلام اين قول خداى عز و جل را پرسيدم: «آيا كسى كه از خشنودى خدا پيروى كرده مانند كسى است كه بخشم خدا گرفتار شده و در دوزخ جايگاه دارد؟
چه بد سرانجاميست! ايشان درجات مختلفى نزد خدا دارند- ١٦٢ سوره ٣-» حضرت فرمود: كسانى كه از خشنودى خدا پيروى كرده ائمه هستند. اى عمار! بخدا كه ايشان درجات اهل ايمانند، كه بوسيله ولايت و معرفت ايشان نسبت بما، خدا اعمال نيكشان را چند برابر كند و درجات عالى آنها را افراشته سازد.
٨٥-
امام صادق عليه السلام راجع بقول خداى عز و جل: «سخنان پاك بسوى او بالا رود و كار شايسته را بالا برد- ١٠ سوره ٣٥-» فرمود: ولايت ما خانواده مقصود است، و با دست اشاره بسينه خود نمود- و فرمود: كسى كه ولايت ما را نداشته باشد، خدا هيچ عملى را از او بالا نبرد.
٨٦-
امام صادق عليه السلام در باره قول خداى عز و جل: «خدا دو بهره از رحمت خود بشما دهد- ٢٨