ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٥٢ - هر حقى كه در دست مردمست از نزد ائمه عليهم السلام آمده و هر چه از نزد آنها نيامده باطلست
«بعضى از مردم مىگويند: بخدا و روز قيامت ايمان آورديم، در صورتى كه مؤمن نيستند- ٨ سوره ٢-» حكم بمشرق رود و بمغرب رود، بخدا كه علم را جز از خاندانى كه جبرئيل عليه السلام بر آنها نازل شده بدست نياورد.
٥-
ابو بصير گويد: از امام باقر عليه السلام پرسيدم: شهادت زنازاده نافذ است؟ فرمود: نه، عرضكردم: حكم بن عتيبه عقيده دارد كه پذيرفته و نافذ است، فرمود: خدايا گناهش را نيامرز، خدا به حكم نفرموده «قرآن براى تو و قومت يادآور است- ٤٤ سوره ٤٣-» (بلكه نسبت بجد ما فرموده است) پس حكم براست رود و بچپ رود (بهر در بزند) بخدا دانش جز از خاندانى كه جبرئيل عليه السلام بر آنها نازل شده بدست نيايد.
٦-
مخزومى گويد: خدمت امام صادق عليه السلام نشسته بوديم كه عباد بن كثير خداپرست بصريان و ابن شريح فقيه اهل مكه وارد شدند، و ميمون قداح غلام امام باقر عليه السلام هم خدمتش بود. عباد بن كثير از امام پرسيد و عرضكرد: اى ابا عبد اللَّه! رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در چند پارچه كفن شد؟
فرمود: در سه پارچه: دو پارچه صحارى (صحار قريه ايست در يمن) و يك پارچه حبره (كه نوعى از برد يمنى است) و برد كمياب بود (از اين جهت دو پارچه ديگر را صحارى كردند) عباد بن كثير از اين سخن روى در هم كشيد (گويا كمياب بودن برد را انكار داشت) امام صادق عليه السلام فرمود: درخت خرماى مريم عليها السلام (كه پس از زائيدن عيسى مأمور بخوردن از آن