ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤٨ - اثبات خلافت امير المؤمنين عليه السلام از جمله «من كنت مولاه فعلى مولاه» كه پيغمبرصلّى اللّه عليه و آله در غدير خم فرمود
خداست و رسولش و كسانى كه ايمان آورده، نماز بپا دارند و زكاة دهند- ٥٥ سوره مائده-» را بر او نازل فرمود و ولايت اولو الامر (كار داران) را واجب ساخت، مردم ندانستند مقصود از ولايت چيست، خدا بمحمد صلّى اللَّه عليه و آله امر فرمود تا ولايت را براى آنها توضيح دهد، چنان كه نماز و زكاة و روزه و حج را توضيح داد، و چون امر بولايت از جانب خدا بپيغمبر رسيد حضرتش دلتنگ شد و ترسيد مردم از دين برگردند و او را تكذيب كنند، از اين جهت دلتنگ شد و بپروردگارش مراجعه كرد، خداى عز و جل باو وحى فرستاد «اى پيغمبر آنچه از پروردگارت بتو نازل شده برسان، و اگر نكنى پيام او را نرسانيدهئى، خدا ترا از گزند مردم حفظ ميكند- ٦٧ سوره مائده-» او هم امر خداى- تعالى ذكره- را اعلان كرد و بامر ولايت على عليه السلام در روز غدير خم قيام نمود و مردم را براى نماز جماعت بانگ زد و فرمان داد كه حاضرين بغائبين برسانند.
عمر بن اذينه (كه از آن شش نفر روايت ميكند) گويد: همگى جز ابى الجارود گفتند: امام باقر عليه السلام فرمود: واجبات خدا يكى پس از ديگرى نازل ميشد و امر ولايت آخرين آنها بود، كه خداى عز و جل اين آيه را نازل فرمود: «امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم- ٣ سوره مائده-» امام باقر عليه السلام فرمود: خداى عز و جل ميفرمايد: بعد از اين واجبى بر شما نازل نكنم، واجبات را براى شما كامل كردم.
٥-
ابو بصير گويد: خدمت امام باقر عليه السلام نشسته بودم كه مردى بآن حضرت عرضكرد: مرا از