ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١١٩ - اشاره و نص بر صاحب خانه (امام زمان عجل الله تعالى فرجه) عليه السلام
عليه السلام چنين جملاتى صادر شد: «اينست كيفر كسى كه بر خدا نسبت باوليائش گستاخى كند، او گمان ميكرد مرا خواهد كشت و بدون نسل ميمانم، چگونه نيروى حق را در باره خود مشاهده كرد؟! و براى آن حضرت در سال ٢٥٦ پسرى متولد شد كه نامش را «م ح م د» گذاشت.
شرح
- زبيرى لقب يكى از اشقياء زمان آن حضرت و از اولاد زبير بوده است كه آن حضرت را تهديد بقتل ميكرده و خدا او را بدست خليفه وقت يا ديگرى كشته است، بعضى آن را بفتح «ز» و كسر «ب» قراءت كردهاند كه بدون ياء نسبت، بمعنى مرد زيرك و مكار است و گفتهاند: مقصود خود مهتدى عباسى است كه بدست تركان دربارى كشته شد و تقطيع حروف اسم مبارك امام زمان عليه السلام كه همنام جدش پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله است، بجهت اينست كه نام او را بردن جايز نيست. و اما راجع بسال ولادت آن حضرت كه در اين روايت ٢٥٦ ذكر شده است، خود مرحوم كلينى در باب مولد امام عليه السلام در سال ٢٥٥ ذكر ميكند، ولى اين يك سال اختلاف بجهت اينست كه چون هجرت پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله در ماه ربيع الاول بوده بعضى همان سال را سال اول هجرى دانسته و بعضى هجرت را از محرم سال بعد بحساب آوردهاند، چنانچه شهادت حضرت سيد الشهداء عليه السلام را هم بعضى بسال ٦٠ و بعضى بسال ٦١ گفتهاند.
٦-
ضوء بن على از مردى از اهل فارس كه نامش را برده نقل، ميكند كه: بسامرا آمدم و بدر خانه امام حسن عسگرى عليه السلام چسبيدم، حضرت مرا طلبيد، من وارد شدم و سلام كردم فرمود: براى چه آمدهئى عرضكردم: براى اشتياقى كه بخدمت شما داشتم، فرمود: پس دربان ما باش، من همراه خادمان در خانه حضرت بودم، گاهى ميرفتم، هر چه احتياج داشتند از بازار ميخريدم و زمانى كه در خانه، مردها بودند، بدون اجازه وارد ميگشتم.
روزى (بدون اجازه) بر حضرت وارد شدم و او در اتاق مردها بود، ناگاه در اتاق حركت و صدائى شنيدم، سپس بمن فرياد زد: به ايست، حركت مكن: من جرأت در آمدن و بيرون رفتن نداشتم، سپس