ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٧١ - اشاره و نص بر حسين بن على عليهما السلام
٢-
امام صادق عليه السلام فرمود: چون وفات حسن بن على عليهما السلام فرا رسيد بقنبر فرمود: اى قنبر! ببين پشت در، مؤمنى از غير آل محمد عليهم السلام هست؟ عرضكرد: خداى تعالى و پيغمبر و پسر پيغمبرش آن را از من بهتر ميدانند. فرمود: محمد بن على را (كه مادرش حنفيه است) نزد من آور (پس مقصود از سؤال كردن حضرت اين بود كه بقنبر بفرمايد: من ميدانم كسى جز محمد بن حنفيه آنجا نيست، او را بياور و گفتهاند مقصودش از مؤمن عزرائيل است، زيرا او بر در خانه ائمه اجازه ميگرفت) قنبر گويد: من نزدش رفتم، چون وارد شدم، گفت: اميدوارم جز خير پيش نيامده باشد. عرضكردم: ابا محمد را اجابت كن (كه ترا ميخواند) او با شتاب بدون اينكه بند كفش خود را به بندد با من دويد، چون مقابل امام رسيد سلام كرد. حسن بن على عليهما السلام باو فرمود: بنشين كه مانند تو شخصى نبايد از شنيدن سخنى كه سبب زنده شدن مردگان و مردن زندهها مىشود، غايب باشد (آن سخن وصيت آخر عمر من است كه دلهاى مرده را زنده ميكند و هر زندهاى كه آن را نپذيرد، در شمار مردگان آيد).
شما بايد گنجينه علم و چراغ هدايت باشيد، زيرا برخى از نور خورشيد از برخ ديگرش تابانتر است (پس اگر چه تو هم برادر من و حسينى، اما بدان كه من و او نور تابندهتر خورشيد وجود پدريم، با آنكه اگر چه همه بشر از يك اصلند ولى تو بواسطه انتسابت بعلى عليه السلام بايد علم و كمالت از مردم ديگر تابندهتر باشد) مگر نميدانى كه خدا فرزندان ابراهيم را امام قرار داد ولى بعضى را بر بعض ديگر فضيلت بخشيد و بداود عليه السلام زبور را داد، در صورتى كه ميدانى محمد صلّى اللَّه عليه و آله را بچه امتيازى برگزيد (قرآن را باو فرستاد و او را باستوارى بر خلق عظيم ستود).
اى محمد بن على! من از حسد تو ميترسم [من از حسد تو نمىترسم- بنسخه اعلام الورى-]