ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٧٧ - در اين باب نكته ها و برگزيده هائيست از قرآن در باره ولايت
مورد تأويل بولايت ائمه عليهم السلام، آيات مزبور هر يك از نظر تفسير و معنى ظاهر مفادش غير از آن چيزيست كه در اين روايات تأويل شده است، ولى چنانچه بارها تذكر دادهايم مقام تأويل و معنى باطنى قرآن غير از تفسير و معنى ظاهرى آنست، در عين اينكه هر دو معنى و گاهى هفتاد معنى از يك آيه استفاده مىشود ولى تفسير و معنى ظاهرى آيات، براى استفاده عموم مردم است. و تأويل و باطنش بايد از منابع وحى و زبان ائمه معصومين عليهم السلام اخذ شود و كسى را حق تصرف و مداخله در آن ناحيه نيست، زيرا تأويل آيات شريفه از مرز نصوص و ظواهر ألفاظ مقامى عاليتر دارد و مخصوص كسانيست كه قرآن در خانه آنها نازل شده و مأمور بتبليغ آن گشتهاند. و چون روايات اين باب از نظر تأويل آيات شريفه بيان مىشود، ما هم در ترجمه و توضيح از همان نظر پيروى كرده و تفسير و معنى ظاهرى آيات را بكتب تفاسير محول ميكنيم، مگر در بعضى از موارد كه فهم تأويل مربوط بتفسير باشد.
١-
سالم حناط گويد: بامام باقر عليه السلام عرضكردم: بمن خبر دهيد از قول خداى تبارك و تعالى: «جبرئيل قرآن را بلغت عربى واضح بر دل تو فرود آورد، تا از بيم دهندگان باشى ١٩٤ سوره ٢٦-» فرمود: آن ولايت امير المؤمنين عليه السلام است.
توضيح
- يعنى قرآن كه براى بشارت و انذار مردم نازل شده است، جز با ولايت على عليه السلام كه بمعنى معرفت و دوستى و پيروى آن حضرتست به نتيجه نرسد، زيرا قرآن كتابيست صامت و آن را مفسر و مبينى لازمست كه معنى واقعى و حقيقيش را بازگويد و گفتار و رفتارش قرين و همدوش قرآن باشد و او همان امير المؤمنين عليه السلام است كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله او را با قرآن قرين فرموده.
٢-
مردى گويد: امام صادق عليه السلام راجع بقول خداى عز و جل: «ما امانت را بآسمانها و زمين و كوهها عرضه كرديم، آنها از برداشتنش سرباز زدند و از آن بترسيدند، و انسان آن را برداشت، همانا انسان ستم پيشه و نادانست- ٧٢ سوره ٣٣-» فرمود: آن امانت ولايت امير المؤمنين عليه السلام است،
توضيح
- راجع بتفسير آيه شريفه و معنى ظاهرى امانت و عرضه و حمل آن، مرحوم مجلسى هفت قول از مفسرين بيان ميكند كه چنان كه گفتيم مناسب مقام تفسير است، سپس معناى هشتم را مطابق اين روايت ذكر ميكند كه مراد بامانت منصب امامت و خلافت كبراى الهيه است و مراد بحملش ادعاى ناحق آنست و مراد