ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤٢٨ - زندگانى حضرت ابو الحسن على بن محمد (امام عليهما السلام و الرضوان
امير المؤمنين عقيده دارد عبد اللَّه بن محمد را از توليت جنگ و نماز در مدينه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله عزل كند، زيرا چنان كه تذكر داده بودى، حق شما را نشناخته و ارزشت را سبك گرفته و شما را بكارى متهم ساخته و نسبت داده (يعنى دعوى خلافت) كه امير المؤمنين بركنارى و درستى نيت شما را در عدم اراده و آماده نبودن ترا براى آن كار ميداند و امير المؤمنين منصب و مأموريت عبد اللَّه را بمحمد بن فضل داد و او را باحترام و تعظيم و شنوائى از شما و اينكه با اين رفتار تقرب بخدا و امير المؤمنين جويد دستور داد.
امير المؤمنين مشتاق ديدار و تجديد عهد با شماست. شما هم اگر ديدار و اقامت نزد او را تا هر مدتى كه خواهى، حركت كن و هر كس را كه دوستدارى از خانواده و غلامان و اطرافيانت همراه بياور، و مسافرتت با مهلت و آرامش باشد، هر زمان خواهى كوچ كن و هر زمان خواهى بارانداز و هر گونه خواهى راه بپيما. و اگر دوستدارى يحيى بن هرثمه پيشكار امير المؤمنين و سربازانى كه همراه او است، پشت سرت بيايند و در كوچ كردن و راه پيمودن دنبال شما باشند، باختيار و دستور شماست، هر گونه خواهى حركت كنيد تا نزد امير المؤمنين برسيد. كه هيچ يك از برادران و فرزندان و اهل بيت و ويژگيانش منزلتى پرمهرتر و حسب و شرافتى پسنديدهتر از تو ندارند و امير المؤمنين نسبت بايشان دلسوزتر و مهربانتر و خوش رفتارتر و خاطرجمعتر نيست ان شاء اللَّه تعالى و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته.
نويسنده ابراهيم بن عباس و صلّى اللَّه على محمد و آله و سلم.
٨-
يعقوب بن ياسر گويد: متوكل باطرافيانش ميگفت: موضوع ابن الرضا (امام هادى عليه السلام)