ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٤١ - زندگى و وفات پيغمبر (ص)
خودش هم شمشير برگرفت و بحمزه گفت: شكمبه را بردار، سپس همراه پيغمبر بسوى آن قوم رفت تا نزد قريش رسيد، آنها گرد كعبه بودند، چون او را ديدند آثار خشم و بدى را در چهرهاش خواندند، آنگاه بحمزه گفت: شكمبه را بر سبيل همه بمال، او چنين كرد، تا بنفر آخرشان هم ماليد، سپس ابو طالب متوجه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله شد و گفت: برادر زاده؟ اينست حسب تو در ميان ما.
٣١-
و فرمود: چون ابو طالب وفات يافت، جبرئيل بر پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله نازل شد و عرض كرد: اى محمد! از مكه بيرون رو، زيرا در اينجا ياورى ندارى و قريش هم بر پيغمبر هجوم آوردند. حضرت از آنجا فرار كرد تا بيكى از كوههاى مكه كه حجونش ميگفتند رسيد و در آنجا شد، (گويا مقصود همان كوهى است كه غار مشهور در آن بوده و هجرت در اين زمان واقع شد).
٣٢-
و فرمود: همانا ابو طالب بحساب جمل اسلام آورد، يعنى بهر زبان.
٣٣-
و فرمود: ابو طالب بحساب جمل اسلام آورد و با دستش عدد شصت و سه را متشكل كرد.
شرح
- حساب جمل در اصطلاح امروز همان حساب ابجد است كه از دير زمان نزد منجمين و مؤلفين مرسوم و معمول بوده و در تقاويم و شمارهگذاريهاى صفحات مقدمه كتاب و مواد تاريخ و رموز ديگر بكار ميرفته است و ترتيبش چنانست كه: الف را يك و با را دو و جيم را سه و دال را چهار بحساب مىآورند و از يا كه بده ميرسد ده ده بالا ميروند و از عدد صد بدويست و سيصد بالا ميروند تا آنكه حرف غين را هزار بشمار مىآورند، بنا بر اين در تطبيق اين روايت با اين حساب چند وجه گفته شده است:
(١) عدد ٦٣ بحساب ابجد مساوى دو كلمه (لا و الا) است كه مختصر كلمه لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ ميباشد و پايه توحيد است.