ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٩٦ - بررسى و آزمايش
بشما نميرسد جز بعد از نااميدى و نه بخدا (بشما نميرسد) تا (خوب از بد) جدا شويد و نه بخدا تا بررسى شويد و نه بخدا تا شقاوت بشقى رسد و سعادت بسعيد.
٤-
معمر بن خلاد گويد: شنيدم حضرت ابو الحسن عليه السلام ميفرمود: «الم» مگر مردم پنداشتهاند بصرف اينكه گويند ايمان داريم رها شوند و امتحان نشوند؟!- اول سوره عنكبوت-» سپس بمن فرمود فتنه (امتحان) چيست؟ عرضكردم: قربانت گردم: آنچه ما ميدانيم امتحان در دين است، حضرت فرمود: امتحان ميشوند، چنان كه طلا امتحان مىشود، و باز فرمود: خالص و پاك ميشوند، چنان كه طلا پاك مىشود.
٥-
مردى از حضرت ابى جعفر عليه السلام نقل ميكند كه فرمود: دلهاى مردم از حديث شما (شيعه كه معتقد بغيبت امام عصر ميباشيد) ميرمد و تنفر دارد، پس هر كه بآن اقرار كرد بيشترش گوئيد و هر كه منكر شد از او دست برداريد. همانا ناچار بايد آزمايشى پيش آيد كه هر فرد خصوصى و محرم رازى در آن سقوط كند، تا آنجا كه آن كس كه (از كمال باريك بينى و دقت) مو را دو نيمه ميكند سقوط كند تا آنجا كه جز ما و شيعيان ما باقى نماند.
٦-
منصور صيقل گويد: من و حارث بن مغيره با جماعتى از اصحابمان (شيعيان) خدمت امام صادق عليه السلام نشسته بوديم (و از ظهور دولت حق سخن ميگفتيم) آن حضرت سخن ما را ميشنيد، سپس فرمود