ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٠٣ - در اين باب نكته ها و برگزيده هائيست از قرآن در باره ولايت
شرح
- تفسير و ظاهر آيه شريفه در باره سفارش نسبت بپدر و مادر جسمانى و سپاسگزارى از آنها و خوشرفتارى با ايشانست، ولى تأويل آيه چنان كه امير المؤمنين عليه السلام بيان ميفرمايد، بر پدران روحانى كه پيغمبر و اوصياء آن حضرت باشند، منطبق مىشود، ليكن تطبيق جزئياتش چنان كه مرحوم مجلسى ميگويد: از غريبترين تأويلاتست و بر فرض صدورش از امير المؤمنين عليه السلام از بطون عميقه است و از ظاهر معنى لفظ بسيار دور است و كسى آن را داند كه خود فرموده است.
٨٠-
عمرو بن حريث گويد: قول خداى تعالى را: «مانند درخت پاكى كه ريشهاش برجا و شاخهاش سر بآسمان كشيده- ٢٤ سوره ١٤-» از امام صادق عليه السلام پرسيدم، حضرت فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله اصل و ريشه آن درخت است و امير المؤمنين عليه السلام فرع (و تنه) آن و امامان از نسل آنها شاخههاى آن و علم امامان ميوه آن و شيعيان مؤمن ايشان برگهاى آنست، آيا در آن درخت چيز زياد ديگرى هست؟ عرضكردم: نه، بخدا. فرمود: بخدا كه چون مؤمنى متولد شود، برگى در آن درخت پيدا مىشود و چون مؤمنى ميميرد، برگى از آن درخت مىافتد.
شرح
- در اين سوره مباركه خداى متعال كلمه طيبه را بچنين درخت طيب و پاكى مثل زده و كلمه خبيثه و ناپاك را بدرخت ناپاكى كه ريشه كن شده و ثباتى ندارد تشبيه فرموده: مفسرين گفتهاند: مقصود از كلمه طيبه توحيد است يا هر كلامى كه عبادت خدا باشد و در اين روايت امام صادق عليه السلام آن را با پيغمبر و ائمه و علم آنها و شيعيانشان منطبق فرموده است، و مقصود از سؤال آن حضرت از عمرو كه «چيز زياد ديگرى در آن درخت هست؟» اينست كه چون درخت غير از ريشه و تنه و شاخه و ميوه و برگ چيز ديگرى ندارد و انطباق آنها را هم با افراد مذكور دانستى، پس مردم ديگر با درخت خبيث و ناپاك منطبق ميشوند و در درخت طيب محلى ندارند.
٨١-
امام صادق عليه السلام راجع بقول خداى عز و جل «كسى كه از پيش (يعنى هنگام ميثاق) ايمان نياورده يا در ايمان خويش كار خيرى نكرده، ايمانش سودى ندهد- ١٥٨ سوره ٧-» فرمود: