ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٦٧ - همه زمين متعلق بامام عليه السلام است
است) ديديم كه: «زمين متعلق بخداست و بهر كس از بندگان خويش بخواهد وامىگذارد و سرانجام نيك از پرهيزگارانست- ١٢٨ سوره ٧-» من و خاندانم كسانى هستيم كه خدا زمين را بما واگذار كرده و مائيم پرهيزگاران و همه زمين از آن ماست.
(گويا سپس خود امام باقر عليه السلام فرمود) هر يك از مسلمين كه زمينى را زنده كند، بايد آن را آباد دارد و خراجش را بامام از خاندان من بپردازد، و هر چه از آن زمين استفاده كند و بخورد، حق اوست و اگر زمين را واگذارد و خراب كند و مرد ديگرى از مسلمين پس از وى، آن را آباد سازد و زنده كند او نسبت بآن زمين از كسى كه آن را واگذاشته سزاوارتر است، و بايد خراجش را بامام از خاندان من بپردازد و هر چه از آن زمين استفاده كند حق اوست، تا زمانى كه قائم از خاندان من با شمشير ظاهر شود، آنگاه او زمينها را تصرف كند و از متصرفين جلوگيرى نمايد و آنها را از آنجا اخراج كند- همچنان كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله زمينها را تصرف كرد و از متصرفين جلوگيرى نمود- مگر زمينهائى كه در دست شيعيان ما باشد كه حضرت قائم عليه السلام نسبت بآنچه دست ايشانست با خود آنها مقاطعه بندد و زمين را در دست ايشان باقى گذارد.
شرح
- روايات اين باب از جهتى مربوط بمسائل فرعيه و احكام فقهيه شرعيه است، و از جهتى مربوط باصول مذهب و مناسب كتاب حجت، اما از جهت اول فقهاء شيعه رضوان اللَّه عليهم اجمعين، اين موضوع را مبسوطا و مشروحا در مطاوى كتب فقهيه، مانند كتاب احياء موات، خمس، غصب، جهاد بيان كردهاند و ما را از ذكر آن در اين مقام مستغنى داشتهاند، و اما از جهت دوم كه مناسب كتاب اصول كافى و مبحث حجت است تنها همين مقدار است كه:
١- همه زمين از آن خداست.
٢- خدا زمين را بهر كه خواهد واگذار ميكند.
٣- خدا زمين را با حدود و شرايطى بپيغمبر و امامان عليهم السلام واگذار كرده است.
٤- امامان نسبت بشيعيان خود بشرط آباد ساختن و پرداخت خراج اجازه تصرف دادهاند ولى نسبت بديگران اجازه ندادهاند و چون امام قائم عليه السلام ظاهر شود و فرمان روا و مبسوط اليد گردد، آن زمينها را از ايشان بگيرد و خود تصرف كند.