ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٨٦ - زندگانى ابو الحسن موسى بن جعفر عليهما السلام
بهتر است [اميد بهبوديش بيشتر است] گفتيم: آنها را بياور تا ببينيم، چون آورد، گفتيم: اين نيكوتر را [نزديك ببهبودى را] چند مىفروشى؟ گفت بهفتاد اشرفى، گفتيم احسان كن (تخفيفى بده) گفت: از ٧٠ اشرفى كمتر نميدهم. گفتيم: او را بهمين كيسه پول ميخريم هر چه بود، ما نميدانيم در آن چقدر است مردى كه سر و ريش سفيدى داشت نزد او بود، گفت: باز كنيد و بشماريد، برده فروش گفت: باز نكنيد زيرا اگر از ٧٠ اشرفى دو جو[١] كمتر باشد نمىفروشم، پير مرد گفت: نزديك بيائيد، ما نزديكش رفتيم و مهر كيسه را باز كرديم و اشرفىها را شمرديم، بىكم و زياد ٧٠ اشرفى بود، دختر را تحويل گرفتيم و نزد امام باقر عليه السلام برديم، جعفر عليه السلام نزدش ايستاده بود.
امام باقر عليه السلام سرگذشت ما را بخود ما خبرداد، سپس خدا را سپاس و ستايش كرد و بدختر فرمود: نامت چيست؟ گفت: حميده، فرمود: حميده باشى در دنيا و محموده[٢] باشى در آخرت، بگو بدانم دوشيزه هستى يا بيوه؟ گفت: دوشيزهام، فرمود: چگونه تو دوشيزهئى، در صورتى كه هر دخترى كه دست برده فروشان افتد خرابش ميكنند؟ دختر گفت: او نزد من مىآمد و در وضعى كه شوهر با زنش مينشيند مينشست، ولى خدا مرد سر و ريش سفيدى را بر او مسلط ميكرد و او را چندان سيلى ميزد كه از نزد من برميخاست، او چند بار با من چنين كرد و پير مرد هم چند بار با او چنان كرد، سپس فرمود: اى جعفر اين دختر را نزد خود بر و بهترين شخص روى زمين، يعنى موسى بن جعفر عليهما السلام از او متولد شد.
[١] حبه: بوزن دو جو و يك شصتم دينار است.
[٢] حميده و محموده: ستوده و پسنديده.