ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٧٠ - همه زمين متعلق بامام عليه السلام است
كرد، و باو اختيار داد بهر كس خواهد بدهد، امام عليه السلام هم اصل و سرچشمه منافع دنيا را كه زمين است بشيعيانش بخشيد، بشرط پرداخت حقوق واجبه، و از اينجا معلوم گردد كه شيعيان نسبت بزمين حق اولويت پيدا كنند نه آنكه مالك آن شوند، چنانچه در حديث ١٠٦٣ گفته شد، زيرا اگر قائل بملكيت شويم، همان امر محال مذكور پيش آيد. و نيز از اين حديث ميتوان استنباط كرد كه آنچه را ائمه عليهم السلام، از اموال خود بعنوان زكاة بفقرا ميپرداختهاند (اگر معلوم شود كه باين عنوان ميپرداختهاند) بر آنها واجب نبوده است، بلكه براى رعايت حال فقرا و مراعات احسان و اكرام بوده، چنانچه امير المؤمنين عليه السلام فرموده: چگونه من شبى سير بخوابم و در اطرافم شكمهاى گرسنه باشند؟!
٥-
يونس بن ظبيان و يا معلى بن خنيس است كه گويد: بامام صادق عليه السلام عرضكردم: شما از اين زمين چه داريد؟ حضرت لبخندى زد و فرمود: همانا خداى تبارك و تعالى جبرئيل عليه السلام را فرستاد و باو دستور داد با انگشت ابهامش هشت نهر در زمين بكند: از جمله آنهاست، سيحان و جيحان [جيحون] كه همان نهر بلخست و خشوع كه نهر شاش [شوش] است و مهران كه نهر هند است و نيل مصر و دجله و فرات، پس آنچه آب دهد و آب گيرد (از دريا و خشكى) از آن ماست، و آنچه از آن ماست متعلق بشيعيان ماست و دشمن ما را از آن بهرهئى نيست، جز آنچه بزور و ناحق گيرند. ولى دوست ما در گشايشى است فراختر از ميان اين و آن- يعنى زمين و آسمان- (زيرا تمام خشكى و دريا از آن ماست و ما آن را براى شيعه خود مباح ساختهايم) سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «بگو اين چيزها در زندگى دنيا متعلق بكسانى است كه ايمان آورده (ولى ديگران بزور از آنها گرفتهاند) و در روز قيامت مخصوص (ايشان) است ٣٢ سوره ٧-» بدون غصب و زورى (چنانچه تمام نعمتها و مواهب الهى را، در دنيا مؤمن و كافر از آن استفاده مىكنند، ولى در آخرت مخصوص مؤمنانست و چون كافر منعم و واهب حقيقى خود را نميشناسد و از او فرمان نميبرد، تصرف او در آن نعم غاصبانه باشد).
شرح
- علامه مجلسى (ره) گويد: كندن و حفر انهار با انگشت جبرئيل از باب استعاره تمثيليه است و مقصود اينست كه، اين أنهار بقدرت خدا خلق شدهاند، سپس هفت نهرى را كه روايت از جمله هشت نهر