ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤٥ - اثبات خلافت امير المؤمنين عليه السلام از جمله «من كنت مولاه فعلى مولاه» كه پيغمبرصلّى اللّه عليه و آله در غدير خم فرمود
پس چون لفظ «مولى» در معنى اول حقيقت است و قرينهئى براى معانى ديگر نيست بايد بر آن معنى حمل شود، و اگر معنى دوست و ياور را ادعا كنند ميگوئيم: اگر معنى «مولى» سرپرست و اولى بتصرف باشد، مقصود پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله اينست كه مردم او را دوست بدارند و متابعت كنند و يارى نمايند و اگر معنى «مولى» دوست و ياور باشد، مقصود اينست كه: على عليه السلام ياور و دوست مردم است و پيداست كه دعائى كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بلفظ
«اللهم وال من والاه و عاد من عاداه»
مىفرمايد با معنى اول مناسب است نه با معنى دوم.
چهارم
- اخبارى كه از طريق عامه و خاصه رسيده است باينكه آيه شريفه الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي ٣- سوره مائده- «امروز دينتان را براى شما كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام كردم» در روز عيد غدير نازل شده است دلالت دارد بر اينكه كلمه «مولى» در سخن پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله در معنى امامت و خلافت بكار رفته است و مقصود آن حضرت از آن عمل و آن خطبه تعيين جانشين خود و حجت خداست بر مخلوق، زيرا امرى كه كاملكننده دين و نعمت خدا باشد، جز نصب امام و پيشواى روحانى براى مردم نتواند بود.
پنجم
- يكى از آيات ديگرى كه در آن روز نازل شد، اين آيه شريفه است يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ «اى پيغمبر آنچه از پروردگارت بتو نازل شده بمردم برسان، اگر انجام ندهى، پيام وى را نرسانيدهئى، خدا ترا از شر مردم حفظ ميكند» مفسرين گويند: تهديدى كه خداى تعالى پيغمبرش را ميفرمايد، با وعده حفظ و نگهدارى او، بزرگتر دليل بر اينست كه: امر مهمى كه خدا در اين آيه بپيغمبرش تذكر ميدهد، موضوع تعيين امام و جانشين است كه اگر انجام نشود، زحمات بيست و سه ساله پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله، پس از مرگش بهدر ميرود، و مردم يكباره بجاهليت خود بر مىگردند، و مثل اينست كه پيغمبر رسالت و پيام خدا را نرسانيده است، و نيز چون امير المؤمنين عليه السلام بواسطه جنگهاى معروف و مشهورش كه پايه اسلام را محكم كرده بود. در دل منافقين كينه و خشمى ايجاد نموده بود، كه در اواخر عمر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله گاه و بيگاه اظهار ميكردند و آن حضرت هم آگاه بود كه نصب على عليه السلام بمقام پيشوائى بر آنها گران و سنگين خواهد آمد و كارشكنى و فتنه انگيزى خواهند كرد، از اين جهت خداى تعالى ضمانت نگهدارى پيغمبرش را در آيه شريفه تذكر ميدهد.
ششم
- جمعيتى كه در آن روز حاضر بودند و سخنان پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را ميشنيدند، همگى مقصود آن حضرت را فهميدند و على عليه السلام را بمقام امامت و خلافت تبريك گفتند، نخستين آنها عمر بن الخطاب بود كه گفت بخ بخ لك يا ابا الحسن لقد أصبحت مولاى و مولا كل مؤمن و مؤمنة