ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٣٣ - زندگى و وفات پيغمبر (ص)
چيز در آنست، يعنى قرآنى بلغت عربى بدون كجى، شايد مردم پرهيزگار شوند، آن را براى مردم بيان كرد و توضيح داد، با دانشى كه تفصيلش داد و دينى كه آشكارش ساخت و واجباتى كه آنها را لازم نمود و حدودى كه براى مردم وضع كرد و بيان نمود و امورى كه آنها را براى مخلوقش كشف كرد و آگاهشان ساخت.
در آن امور راهنمائى بسوى نجات است و نشانههائى كه بهدايت خدا دعوت كند. رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله رسالتش را تبليغ كرد و مأموريتش را آشكار ساخت و بارهاى سنگين نبود را كه بگردن گرفته بود، بمنزل رسانيد، و بخاطر پروردگارش صبر كرد، و در راهش جهاد نمود و براى امتش خيرخواهى كرد و ايشان را بنجات دعوت كرد، و بياد خدا تشويق نمود، و براه هدايت دلالت فرمود، بوسيله برنامهها و انگيزههايى كه پايههاى آن را براى بندگان پىريزى كرد و منارههائى كه نشانههايش را برافراشت تا مردم پس از او گمراه نشوند و آن حضرت نسبت بمردم دلسوز و مهربان بود.
١٨-
درست بن ابى منصور از حضرت موسى بن جعفر عليه السلام پرسيد كه: آيا ابو طالب بر پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله حجت بود؟ فرمود: نه، بلكه وصاياى (پيغمبران) نزد او بامانت بود و او تحويل پيغمبر داد، راوى گويد: من گفتم: وصايا را باو داد، چون كه بر او حجت بود؟ فرمود: اگر بر او حجت ميبود، وصيت را تحويل او نمىداد، عرضكردم: پس حال ابو طالب (از نظر عقيده) چگونه بود؟ فرمود:
او بپيغمبر و آنچه آورده بود، اقرار كرد، و وصايا را باو تحويل داد و همان روز درگذشت.
شرح
- علامه مجلسى (ره) پنج توجيه براى اين روايت ذكر ميكند، ولى آنچه را خودش انتخاب ميكند اينست كه: درست بن ابى منصور پرسيد كه: آيا ابو طالب حجت و امام بر پيغمبر بود؟ حضرت پاسخداد