ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٥٠ - آنچه ادعاى امامت راستگو را از دروغگو معلوم ميكند
خداش گفت: آمين (خدايا مستجاب كن) سپس خداش با خود ميگفت: بخدا من هرگز صاحب ريشى نديدم كه خطايش از تو (خودش) روشنتر باشد، حامل پيام و دليلى باشد كه بعضى بعض ديگرش را نقض كند و خدا جاى درستى براى آن نگذاشته باشد، من بسوى خدا مىگرايم و از آن دو نفر بيزارم.
على عليه السلام فرمود: نزد آنها باز گرد و گفتار مرا بآنها برسان، خداش گفت: نه بخدا سوگند، نخواهم رفت، جز اينكه از خدا بخواهى كه مرا هر چه زودتر بسوى شما برگرداند و مرا برضايت خود نسبت بشما موفق دارد، آن حضرت دعا كرد. ديرى نگذشت كه خداش برگشت و در جنگ جمل در ركاب آن حضرت كشته شد، خدايش رحمت كند (و هم چنين نفرين آن حضرت در باره آن دو نفر مستجاب شد، زيرا زبير در آغاز جنگ از معركه بيرون رفت، مردى تميمى خود را باو رسانيد و مقتولش ساخت و طلحه هم در همان آغاز جنگ كشته شد.)
٢-
رافع بن سلمه گويد: روز جنگ نهروان همراه على بن ابى طالب صلوات اللَّه عليه بودم، هنگامى كه على عليه السلام نشسته بود، سوارى آمد و گفت: السلام عليك يا على على عليه السلام فرمود:
عليك السلام
- مادرت مرگت بيند- چرا بعنوان امير المؤمنين بر من سلام نكردى؟ گفت! آرى، اكنون علتش را بتو ميگويم: در جنگ صفين تو بر حق بودى ولى چون حكومت حكمين را پذيرفتى از تو بيزارى جستم و ترا مشرك دانستم، اكنون نميدانم از كى پيروى كنم، بخدا اگر هدايت ترا از گمراهيت باز شناسم (بدانم بر حقى يا بر باطل) براى من از تمام دنيا بهتر است.
على عليه السلام باو فرمود: مادرت مرگت بيند، نزديك من بيا تا نشانههاى هدايت را از نشانههاى گمراهى