ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٢٧ - باب نادريست در باره غيبت
شرح
- از علتى كه در روايت دوم ذكر شد، پيداست كه نهى از بردن نام آن حضرت مخصوص بزمان غيبت صغرى بوده و براى اينست كه نامش در افواه نباشد و دشمنان در جستجوى او برنيايند ولى علامه مجلسى (ره) اخبار ديگرى هم نقل ميكند كه تا زمانى كه ظهور نكند و زمين را پر از عدل و داد نفرمايد، ذكر نامش روا نيست و خود مجلسى در ص ٢٤٠ مرآت ميگويد: و لا ريب ان الاحوط ترك التسمية مطلقا «شكى نيست كه احتياط اينست كه تا آن حضرت غايب است نامش را نبرند» (ولى بنظر ما جز تعبد دليل محكمى بر اين قول نمىتوان يافت، زيرا ناميدن آن حضرت را به القابى مانند، حجت، ولى عصر، امام زمان و دهها لقبى كه در دعاى ندبه و امثال آن وارد شده مانعى ندارد و از نظر استدلال فرقى ميان اين القاب و كلمه «م ح م د» ديده نمىشود و ناميدن پدر آن حضرت را بكنيه «ابو محمد» در اين روايات ذكر شده بود و نيز از لحاظ علتى كه در روايت دوم ذكر شد، فرقى ميان القاب و نام نيست بلكه آن القاب بيشتر دشمنان را تحريك مىكند و بفكر جستجو مىاندازد).
باب نادريست در باره غيبت
١-
امام صادق عليه السلام فرمود: زمانى كه بندگان بخداى- جل ذكره- نزديكترند و خدا از ايشان بيشتر راضى است، زمانيست كه حجت خداى- عز و جل و عز- از ميان آنها مفقود شود و آشكار نگردد و جاى او را هم ندانند و از طرفى هم بدانند كه حجت و ميثاق خداى- جل ذكره- باطل نگشته و از ميان نرفته است (فضيلت اين زمان براى بندگان از اين جهت است كه شخص امام و معجزات او را بچشم نمىبينند و تنها از روى تفكر و تامل در آثار و براهين بوجود او معتقد ميشوند و شبهات و وساوس شياطين جن و انس هم در آن زمان بسيار است) در آن حال در هر صبح و شام بانتظار فرج باشيد (و با اين عمل غم و اندوه را از خود بزدائيد و چون وقت ظهور معلوم نيست، هميشه احتمال آن ميرود، و اميد و نشاط شما را زنده نگه مىدارد، از رحمت خدا مأيوس نباشيد) زيرا سختترين موقع خشم خدا بر دشمنانش زمانيست كه، حجت او از ميان بندگانش مفقود باشد و آشكار نشود، و خدا مىداند كه اوليائش (در زمان غيبت امام هم) شك نمىكنند و اگر ميدانست شك مىكنند، چشم بهم زدنى حجت خود را از ايشان نهان نمىداشت، و ظهور امام جز بر سر بدترين مردم