ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٥٨ - جسارت زمخشرى بامير المؤمنين عليه السلام در آيه «فاذا فرغت فانصب»
٥- سپس فرمود: «و زمانى كه در باره دختر زنده بگور رفته بازخواست شود كه بچه گناهى كشته شد؟- ٨ و ٩ سوره ٨٢-» خدا ميفرمايد در باره مودت و دوستى كه فضيلت آن را بر شما نازل كردم از شما بازخواست ميكنم و آن مودت خويشاوندان پيغمبر است كه ايشان را بچه گناه كشتيد؟
٦- و باز خدا- جل ذكره- فرمود: «اگر نميدانيد از اهل ذكر بپرسيد،- ٤٣ سوره ١٦-» فرمايد قرآن ذكر است و اهل قرآن آل محمدند عليهم السلام كه خداى عز و جل مردم را بسؤال از ايشان امر كرده است، و مردم بسؤال از جهال و نادانان دستور ندارند، و خداى عز و جل قرآن را ذكر ناميده، در آنجا كه فرمايد: «ما ذكر را بتو نازل كرديم تا براى مردم آنچه نازل شده بيان كنى شايد انديشه كنند- ٤٤ سوره ١٦-» و باز فرمود، قرآن براى تو و قوم تو ذكر است و در آينده باز خواست شويد- ٤٣ سوره ٤٣-».
٧- و خداى- عز و جل- فرمود: خدا را فرمان بريد و پيغمبر و صاحبان امر از خودتان را فرمان بريد- ٥٩ سوره ٤-» ٨- و فرمود: «و اگر آن را (بخدا و) رسول و صاحبان امر از خود ارجاع دهند، كسانى كه از آنها اهل استنباطند، بدانند، پس مقصود از ارجاع امر، ارجاع امر مردم است بصاحبان امر از آنها كه خدا مردم را باطاعت از ايشان و رجوع بايشان دستور داده است.
و چون رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از حجة الوداع بازگشت، جبرئيل عليه السلام بر او نازل شد و گفت:
«اى پيغمبر؟ آنچه از پروردگارت بتو نازل شده ابلاغ كن، و اگر نكنى رسالت او را نرسانيدهئى، خدا ترا از شر مردم نگه مىدارد، همانا خدا كافران را هدايت نميكند- ٦٩ سوره ٥-» پيغمبر مردم را فرياد زد، تا گرد آمدند و دستور داد تا خارهاى بوتههاى خار را تراشيدند (تا بتوان روى آنها نشست و ايستاد).