ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٣٠ - زندگى و وفات پيغمبر (ص)
فرمود: بار خدايا در گذشتت را خواهم، در گذشتت را خواهم، امام فرمود: و همچنان بود كه خدا فرمايد پيغمبر بمقام «قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى» رسيد- ٩ سوره ٥٣-.
ابو بصير بحضرت عرضكرد: قربانت، قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى چيست؟ فرمود: بمقدار فاصله ميان هلالى كمان تا سرش، سپس فرمود: و در ميان آن دو حجابى ميدرخشيد و خاموش ميشد و بگمانم فرمود: زبر جدى بود، پس پيغمبر نور عظمت را از اندازه سوراخ سوزن تا آنچه خدا خواهد (از كمترين درجه تا بالاترين مرتبه) مشاهده فرمود: و خداى تبارك و تعالى فرمود: اى محمد! عرضكرد: لبيك پروردگارم؛ فرمود كيست براى امتت بعد از تو؟ (رهبرشان كيست؟) عرضكرد: خدا داناتر است، فرمود: على بن ابى طالب است، امير مؤمنان و سرور مسلمانان و پيشواى روسفيدان، دست و پا درخشانان، سپس امام صادق عليه السلام به ابو بصير فرمود: اى ابا محمد! بخدا ولايت على عليه السلام از زمين نيامده، بلكه شفاها از آسمان رسيده است.
١٤-
جابر گويد: بامام باقر عليه السلام عرضكردم: پيغمبر خدا را برايم وصف كن. فرمود: پيغمبر خدا (ص) رنگش سفيد مايل بسرخى بود، چشمانش سياه و درشت، ابروانش بهم پيوسته، كف دست و پايش پرگوشت و غير كوتاه بود و از سفيدى گويا در قالب نقره بود، سر استخوانهاى شانهاش درشت بود، از شدت انس و مهرى كه با مردم داشت، هر گاه متوجه كسى ميشد، با تمام بدن متوجه ميشد (نه آنكه مانند متكبران خود بين بگوشه چشم و ابرو بنگرد) رشته موئى از گودى گلويش تا سر نافش كشيده و مانند خط ميان صفحهئى از نقره درخشان بود (زيرا در ميان صفحه محدب نقره، خط سياهى بنظر ميرسد و از اين تشبيه معلوم مىشود كه ساير قسمتهاى شكم بدون مو و براق بوده است) و از گردن تا شانه مانند گلاب پاش