ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٩٧ - اشاره و نص بر حضرت ابو الحسن الرضا عليه السلام
او گواهى ميدهد كه شايسته پرستشى جز خداى يكتاى بىانباز نيست و اينكه محمد بنده و فرستاده اوست، و اينكه روز قيامت بدون شك آمد نيست، و اينكه خدا هر كه را در گور است زنده ميكند و اينكه زنده شدن پس از مردن حق است و وعده خدا حق است و حساب حق است و داورى حق است و ايستادن در برابر خدا حق است و آنچه محمد صلّى اللَّه عليه و آله آورده حق است و آنچه روح الامين (جبرئيل) نازل كرده حق است. بر اين عقيده زندگى كردم و بر اين ميميرم و بر اين از گور بر ميخيزم ان شاء اللَّه.
و نيز ايشان را گواه گرفت كه اين وصيتنامه بخط خود من است كه وصيت جدم امير المؤمنين على ابن ابى طالب عليه السلام و محمد بن على (امام باقر عليه السلام) را حرف بحرف استنساخ كردهام، و وصيت جعفر بن محمد هم مانند اينست. همانا من بعلى وصيت ميكنم و پسران ديگرم را همراه او ميسازم بشرط اينكه او بخواهد و آنها را شايسته تشخيص دهد و دوست داشته باشد كه تثبيتشان كند و اگر نخواست و دوست داشت كه خارجشان كند، اختيار با اوست، و با وجود او ايشان اختيارى ندارند.
و نيز وصيت نمودم باو و بپسرانم: ابراهيم و عباس و قاسم و اسماعيل و احمد، سرپرستى موقوفات و اموال و بردگان و كودكانم را كه بازماندگان منند و نيز ام احمد را، ولى سرپرستى زنانم با على است نه با آنها و توليت ثلث موقوفه پدرم و ثلث خودم نيز تنها با او است كه در هر راه خواهد بمصرف رساند و نسبت بآنها حق صاحب مال را نسبت بمالش دارد، اگر خواهد بفروشد يا ببخشد يا واگذار كند يا بكسانى كه نام بردم يا ديگرانى كه نام نبردم صدقه دهد، اختيار با او است. او بجاى من است در اين وصيت نسبت بمال و اهل و فرزندانم، و اگر بخواهد برادرانش را كه در نوشتهام نام بردم ثابت بدارد، و اگر نخواهد اختيار دارد